رئیسجمهوری اسلامی ایران در مصاحبهای مفصل با یک هفتهنامه آلمانی درباره رئیس جمهوری آمریکا، راهبرد جدید واشنگتن در افغانستان، مسئله فلسطین و لزوم برخورداری ایران از حق رای در شورای امنیت سازمان ملل سخن گفت.
به گزارش فارس، به دلیل اهمیت مصاحبه دکتر “محمود احمدینژاد ” رئیس جمهور ایران با هفتهنامه آلمانی “اشپیگل ” متن کامل آن در زیر میخوانید:
اشپیگل: آقای احمدینژاد، شما تاکنون برای حضور در مجمع عمومی سازمان ملل چهار به آمریکا سفر کردهاید. عقیده شما در باره آمریکا و آمریکاییها چست؟
احمدینژاد: بسم الله الرحمن الرحیم. من خوشحالم که بار دیگر حضور شما در تهران را خوشآمد بگویم. حالا درباره آمریکا سخن می گوییم. البته با سفرهای کوتاه هرگز نمیتوان کشوری همانند آمریکا را شناخت اما سخنرانی و گفتوگوی من در دانشگاه کلمبیا برایم بسیار ویژه بود. من معتقدم باید بین دولت و ملت آمریکا تفاوت قائل شد. ما مسئولیت تصمیم های اشتباه دولت مردان بوش را بر عهده ملت آمریکا نخواهیم گذاشت. آنها میخواهند در صلح زندگی کنند.
اشپیگل: “باراک اوباما ” رئیس جمهور جدید آمریکا در آغاز نوروز و سال جدید در پیامی ویدئویی با ملت ایران سخن گفت، آیا شما آن سخنرانی را مشاهده کردید؟
احمدینژاد: بله چیزهای بزرگی در ایالات متحده در حال روی دادن است. من معتقدم آمریکاییها در راه آغاز پیشرفتهای مهمی هستند.
اشپیگل: احساس شما درباره سخنرانی چه بود؟
احمدینژاد: سخنان اوباما دو جنبه داشت. برخی از پیامها جدید بود و برخی دیگر نیز تکرار مواضع مشهور بود. من فکر می کنم این قابل توجه است که اوباما به ارزش های والایی درباره تمدن، تاریخ و فرهنگ ایرانیان پرداخته است. همچنین او ابراز احترام متقابلی کرد که بسیار مثبت بود و تعامل صادقانه با یکدیگر اساس همکاری است. اوباما در یکی از بخشهای سخنرانیاش اظهار داشت که بقای ملتها در جهان تنها به تسلیحات و گسترش قوای نظامی نیست. این گفته دقیقا همان چیزیست که ما به دولتمردان پیشین آمریکا گفته بودیم. بزرگترین اشتباه جرج بوش آن بود که خواست مشکلات را از راه نظامی حل کند. آن دوران گذشت که دولتی می توانست فرمانهای خود را به مردمان دیگر تحمیل کند. امروز بشر به فرهنگ، ایده ها و منطق نیاز دارد.
اشپیگل: این به چه معناست؟
احمدینژاد: ما احساس می کنیم که اوباما هم اکنون میباید گفتارش را با اعمالش هماهنگ کند.
اشپیگل: رئیس جمهور جدید آمریکا که اظهارات ضد اسرائیلی شما را منزجرکننده نامیده از آغاز روابط جدید بین ایران و دراز کردن دستش به سوی شما سخنی گفته است.
احمدینژاد: من به سخنان حال حاضر اوباما توجه میکنم. چه چیزی باعث میشود شما از یک شروع جدید صحبت کنید؟ آنچه من میبینم نبود یک تصمیم قاطعانه است. آیا هیچگونه تغییری در سیاست های آمریکا وجود داشته است؟ ما از تغییرات استقبال میکنیم اما این تغییرات باید اتفاق بیافتد.
اشپیگل: شما همیشه تقاضاهایی دارید. اما حقیقت این است که سیاستهای شما، روابط پر تنش ایران با آمریکا، باری بر دوش جامعه جهانی است و تهدیدی برای صلح جهانی به شمار میآید. سهم شما برای کاهش این تنشها کجاست؟
احمدینژاد: من پیش از این نیز این موضوع را برای شما شرح دادم. ما از گفتوگوهایی که بر اساس عدالت و احترام باشد حمایت میکنیم. این موضع همیشگی ماست. ما منتظر اعلام برنامه های اوباما هستیم و سپس این مواضع را تحلیل خواهیم کرد.
اشپیگل: تمام ماجرا همین است؟
احمدینژاد: ما منتظر میمانیم تا ببینیم اوباما چه میکند.
اشپیگل: اما جهان به این موضوع به گونهای دیگر مینگرد و ما نیز همینطور، ایران باید اقدام کند، ایران باید هم اکنون حسن نیت خود را نشان دهد.
احمدینژاد: این جهانی که شما در مورد آن صحبت می کنید کجاست؟ ما چه کاری باید انجام دهیم؟ شما می دانید که ما کسی نبودیم که روابط را با آمریکا قطع کردیم و این آمریکایی ها بودند که روابط را با ما قطع کردند. حالا شما از ایران چه انتظاری دارید؟
اشپیگل: اقدامی محکم یا حداقل رفتاری که اشاره ای به آن داشته باشد.
احمدینژاد: من قبلا به این سوال جواب دادهام. واشنگتن روابط را قطع کرد.
اشپیگل: آیا شما گفته اید که از سرگیری روابط با آمریکا استقبال می کنید؟
احمدینژاد: شما چه فکر می کنید؟ چه اتفاقی باید بیافتد؟ چه شیوه ای صحیح است؟
اشپیگل: جهان منتظر پاسخی از سوی شماست نه از آمریکا.
احمدینژاد: اما من برای رئیس جمهور جدید آمریکا پیامی فرستادم. این یک گام بزرگ بود، گامی عظیم. من پیروزی او را در انتخابات تبریک گفتم و من چیزهای دیگری نیز در نامه ام به وی گفتم. این کار با دقت صورت پذیرفت. ما همچنان علاقه مندیمان به جایگزینی تغییرات چشمگیر را دنبال می کنیم. در صورتی که قصد داشته باشیم مشکلات بین دو کشور را حل کنیم ، این موضوع بسیار مهم خواهد بود که ایران هیچ نقشی در افزایش این مشکلات نداشته است. رفتار دولتمردان آمریکا باعث این مشکلات شده است. اگر رفتار آمریکا تغییر کند ما میتوانیم منتظر پیشرفتهای مهمی باشیم.
اشپیگل: این ممکن است به از سرگیری روابط دیپلماتیک بیانجامد. و شاید باعث بازگشایی مجدد سفارت آمریکا شود؟
احمدینژاد: ما هنوز هیچ گونه درخواست رسمی در این باره دریافت نکردهایم. اگر این موضوع اتفاق بیافتد ما موضع خود را در این خصوص اتخاذ خواهیم کرد. تغییرات اساسی باید اتفاق بیفتد تا به نفع دو طرف باشد. دولت آمریکا باید در نهایت از گذشته درسهایی بگیرد.
اشپیگل: اما شما نباید یاد بگیرید؟
احمدینژاد: همه باید از گذشته درس بگیرند.
اشپیگل: لطفا درس هایی که شما یاد گرفته اید را به ما بگویید؟
احمدینژاد: ما طی ۳۰ سال گذشته تحت فشار بودیم، ناعادلانه و بدون هیچ خطایی که مقصر آن باشیم. ما هیچ کاری انجام نداده بودیم…
اشپیگل: اما آمریکاییها کاملا به طور متفاوت به موضوعها مینگرند. ۴۴۴ روز بحران گروگانهای آمریکایی، ۵۰ شهروند آمریکایی از اواخر سال ۱۹۷۹ تا اوایل سال ۱۹۸۱ در سفارت آمریکا در تهران نگه داشته شدند. این موضوع همچنان به عنوان یک آسیب روحی برای آمریکاییها به شمار میآید.
احمدینژاد: اما به چیزهایی که برای ایرانیان اتفاق افتاد فکر کنید. ما توسط عراق مورد تجاوز قرار گرفتیم. هشت سال جنگ. آمریکا و برخی از کشورهای اروپایی از این تجاوز حمایت میکردند. ما توسط سلاح های شیمیایی مورد حمله قرار گرفتیم و کشور شما [آلمان] در میان دیگران، از این حمله حمایت کرد. ما هیچ حمله ظالمانه ای به هیچ کس انجام ندادیم، ما به هیچ کس حمله نکردیم و ما کشورهای دیگر را اشغال نکردیم. ما هیچگونه حضور نظامی در اروپا و آمریکا نداریم اما نیروهایی از اروپا و آمریکا در طول مرزهای ما مستقر شده اند.
اشپیگل: دولتهای غربی، که آلمان نیز شامل آنهاست ، تایید کردهاند که ایران از سازمانهای تروریستی حمایت میکند و ایران مخالفان خود در خارج را از بین میبرد. اشتباهی که شاید بوسیله طرف دیگر صورت نگیرد.
احمدینژاد: آیا شما با این گفته می خواهید به این نتیجه برسید که نیروهای خارجی در طول مرزهای ما مستقر شده اند به دلیل آنکه ما ظاهرا از گروههای تروریستی حمایت میکنیم؟
اشپیگل: ما نه این را میگوییم و نه اینگونه استدلال میکنیم. اما اتهام حمایت از گروههای تروریستی وجود دارد. همکاری سازنده شما کجاست؟
احمدینژاد: اول از همه، ما هیچگونه تروری انجام ندادهایم اما قربانی ترور بودهایم. بعد از انقلاب، رئیس جمهور و نخست وزیر ما در حادثه بمب گذاری در ساختمانی نزدیک دفترم کشته شدند. عقاید ما دفاع از تروریسم را ممنوع کرده است و هر گاه که باید همکاری سازنده ای صورت بگیرد ما موظف به انجام آن هستیم. طی سال های اخیر ما در ثبات افغانستان و عراق همکاری داشته ایم. در حالی که ما اینگونه همکاری هایی داشتهایم دولتمردان بوش به ما اتهاماتی مخالف می زدند. آیا شما اعتقاد دارید که مشکلات با نیروی نظامی و تهاجم حل خواهد شد؟ آیا راهکارهایی که توسط آمریکا و ناتو به کار گرفته شده از همان آغاز اشتباه نبودهاند؟ ما همیشه گفته ایم این راهی نیست که بتوان با تروریست مبارزه کرد.آنها امروز از هر زمان دیگری قدرتمندتر هستند.
اشپیگل: دوباره، ما هیچگونه شواهدی مبنی بر انتقاد از خود نمیبینیم.
احمدینژاد: بنابراین چرا شما به من نمیگویید که ما چه اشتباه فرضی انجام دادهایم.
اشپیگل: شما هیچگونه اصراری برای معذرت خواهی آمریکاییها درباره کودتای سیا طی سال ۱۹۵۳ علیه “محمد مصدق ” نخست وزیر منتخب ایران نداشتهاید.
احمدینژاد: ما واقعا خواستار انتقام جویی نیستیم. ما فقط میخواهیم تا آمریکاییها روند خود را تغییر دهند. آیا شما هیچگونه نشانهای مبنی بر اتفاق افتادن این موضوع میبینید؟
اشپیگل: بله ما میبینیم، “جرج بوش ” رئیس جمهور سابق آمریکا اعلام کرد ایران یکی از محورهای شرارت است و ایران را تهدید کرد. دستکم به طور غیر مستقیم با مطرح کردن گزینه تغییر رژیم. از این گونه اظهارات در دولت اوباما دیگر وجود ندارد.
احمدینژاد: این فقط تغییر در انتخاب واژگان است، اما این تنها کافی نیست. طی ۳۰ سال گذشته آلمان و سایر کشورهای اروپایی به دلیل فشارهای آمریکا نمی توانستند روابطشان را با ایران بهبود بخشند.این چیزیست که تمامی دولتمردان اروپایی به ما گفتهاند.
تمامی مردم از دولت آمریکا متنفر شدهاند
اشپیگل: آیا این جمله ایست که “گرهارد شرودر ” صدر اعظم سابق آلمان در دیدار ماه فوریه در تهران به شما گفت؟
احمدینژاد: بله، او این جمله را به خوبی گفت. ما اکنون امیدواریم اقدامات قاطعانهای را ببینیم. این برای همه خوب خواهد بود. اما این موضوع به طور اساسی برای آمریکا مفید خواهد بود چون جایگاه کنونی آمریکا در جهان واقعا خوب نیست.
اشپیگل: این درست است که اعتبار آمریکا در زمان زمامداری جرج بوش خدشه دار شد اما با تمام احترامی که برای آقای رئیس جمهور قائلیم باید بگوییم که اعتبار ایران نیزدر دوران حکمرانی شما به طور زیادی خدشه دار شد.
احمدینژاد: کجا؟ توسط چه کسی؟ توسط آنهایی که در قدرت هستند یا توسط مردم؟ توسط کدام مردم و توسط کدام دولت؟ طی دوران بیش از سه سالی که در این مقام هستم به بیش از ۶۰ کشور جهان سفر کردهام. هنگامی که به این کشورها می رسیدم با ابراز علاقه شدید هم مردم این کشورها و هم دولتمردانشان مواجه می شدم. ما دارای حمایت ۱۱۸ کشور عضو جنبش عدم تعهد هستیم. من موافقم که وجهه ما در ارتباط با دولت آمریکا و برخی از دولت های اروپایی مثبت نیست. اما این مشکل آنهاست. تمام مردم از دولت آمریکا متنفر شدهاند.
اشپیگل: اما شما هیچگونه فرصتی برای دولتمردان جدید ایجاد نکردهاید. رفتارهای شما نشان دهنده عدم اعتماد است.
احمدینژاد: ما خیلی محترمانه درباره باراک اوباما سخن میگوییم اما ما واقع گرا هستیم. ما می خواهیم تغییرات واقعی را ببینیم. در این ارتباط ما همچنین علاقهمندیم به تصحیح سیاست های شکست خورده در افغانستان کمک کنیم.
اشپیگل: مقصود شما انجام چه کارهایی است؟
احمدینژاد: ببینید، تا این تاریخ بیش از ۲۵۰ میلیارد دلار ( بیش از ۱۹۰ میلیارد یورو) برای لشکرکشی نظامی به افغانستان صرف شده است. اگر این مبلغ را بر جمعیتی ۳۰ میلیون نفری تقسیم کنیم به هر نفر بیش از ۸ هزار دلار خواهد رسید یا برای هر خانواده با ۵ نفر جمعیت ۴۲ هزار دلار میرسد. [با این پول] میتوانست کارخانه ها و جاده ها ساخته شود، دانشگاهها تاسیس شود و زمینهای کشاورزی احیا شود. اگر این اتفاق میافتاد هیچ مکانی برای تروریست ها باقی نمیماند. باید به ریشه مشکلات پرداخته شود نه به شاخه های آن. مشکل افغانستان با نظامیگری حل نمیشود بلکه با راه حل های بشردوستانه باید حل شود. برای غربی ها بهتر است که به ما گوش دهند و در صورتی که این کار را نکنند ما از این موضوع دست خواهیم کشید. ما تنها نظارهگر هستیم. از بین رفتن جان انسان ها عمیقا ما را متاسف میکند، اهمیتی ندارد جان چه کسی گرفته میشود. تا هنگامی که نیروهای نظامی دخالت میکنند این تنها چیز قابل اجرا برای شهروندان افغانی است.
اشپیگل: این صحبت شما بدان معنا نیست که شما هیچ علاقهای برای کمک به آمریکا و نیروهای ناتو برای مبارزه با طالبان ندارید. اوباما بر بازسازی شهرها تاکید کرده اما او همچنین معتقد است نیروهای تندرو که در برابر این بازسازی ها ایستادگی میکنند از طریق نظامی با آنها برخورد شود.
احمدینژاد: من هم اکنون به شما گفتم که سیاست اوباما اشتباه است. آمریکاییها با اوضاع منطقه آشنا نیستند و ادراک فرماندهان ناتو اشتباه است. من این موضوع را به عنوان یک معلم با تجربه به شما میگویم: این اشتباه است. ۲۵۰ میلیارد دلار با اهمیت است. اگر این مبلغ در آمریکا صرف می شد شاید مشکل بیکاری حداقل در یکی از بخشها حل می شد و شاید امروز بحران اقتصادی وجود نداشت.
اشپیگل: آیا شما سرسختانه بر خروج نیروهای آمریکایی از منطقه اصرار میکنید؟
احمدینژاد: البته، این چیزی است که میتواند برنامهریزی شود. خروج میتواند یکی از چندین اقدامات باشد. این باید با دیگر اقدامات همراه باشد. اقدامات همزمان، همانند توسعه دولت منطقهای. آیا میدانید که تولید مواد مخدر با حضور نیروهای ناتو در افغانستان ۵ برابر شده است. مواد مخدری که مردم را میکشد. ما بیش از سه هزار و ۳۰۰ نفر را در مبارزه علیه قاچاق مواد مخدر از دست دادهایم. نیروی انتظامی ما این فداکاری را انجام میدهد و از هزار کیلومتر مرز مشترک با افغانستان حفاظت میکنند.
اشپیگل: ایران همیشه با طالبان مخالف بوده است اما جلوگیری از قدرت یافتن این گروه بدون نیروی نظامی ممکن نیست.
احمدینژاد: باید به مردم قدرت داده شود. این نیازمند کمکهای اقتصادی به همراه فرایند روشن سیاسی است. طی هفت سال گذشته میبایست به دولت افغانستان مسئولیتهای بیشتری محول میشده است. “حامد کرزی ” رئیس جمهور افغانستان یک بار به من گفت: آنها به ما اجازه نمیدهند تا کارهای خود را انجام دهیم.
اشپیگل: همه، که آمریکا نیز شامل آنها میشود، اعلام کرده اند که مردم باید مورد احترام قرار بگیرند. اوباما و ناتو با فهرستی از اقدامات جامع و وسیع برای افغانستان موافقت کردهاند و بر روی حمایتهای ایران از این اقدامات برای تثبیت اوضاع در افغانستان حساب باز کردهاند، آیا شما قصد دارید تمامی همکاریها را رد کنید؟
احمدینژاد: من معتقدم که شیوه صحیح آنست که این موضوع از مسیرهای سیاسی بررسی شود. شما روزنامهنگار هستید و نه نماینده ناتو، و به همین دلیل من موضع خود را در این جا برای شما تشریح نمیکنم. در صورتی که ما از کانال های سیاسی درخواستی را دریافت کردیم آنگاه ما به آن پاسخ خواهیم داد.
اشپیگل: اما برخی از سیاستمداران در تهران از برقراری رابطه با آمریکا واهمه دارند. بر مبنای گفته های مقامات آمریکا، “محمد مهدی آخوندزاده ” معاون وزیر امور خارجه ایران با “ریچارد هالبروک ” نماینده ویژه آمریکا در کنفرانس افغانستان که در لاهه هلند برگزار شد دست داده است اما بعد از آن وزیر امور خارجه ایران با حالتی غضبناک از رویارویی ممانعت کرد. ما چگونه می توانیم به درستی تمایل شما برای همکاری اعتماد کنیم در حالی که یک دست دادن بی ضرر برای شما به عنوان یک مشکل جلوه می کند؟
احمدینژاد: من فکر نمی کنم که این درست باشد. از نظر من دست دادن هیچ مشکلی ندارد.
اشپیگل: شما اهمیت این موضوع را کم جلوه میدهید. اما شاید این موضوع خیلی ناراحت کننده باشد که چشمها همدیگر را ببینند اما دست ندهید. شاید این نمادی از عمق فاصله موجود بین ایران و واشنگتن است و در حقیقت شما این حرکت را به جز با دشمنان بزرگتان انجام ندهید.
احمدینژاد: طبیعتا ما انتظار نداریم اختلافاتی که طی نیم قرن وجود داشته تنها طی چند روز حل شود. ما نه لجوج و سرسخت هستیم و نه براحتی فریب می خوریم. ما واقع گرا هستیم. مطلب مهم اراده برای ایجاد پیشرفت است. اگر شما فظا را تغییر دهی راه حل ها نیز پیدا می شوند.
اشپیگل: آیا شما همانند آمریکایی ها بین نیروهای طالبان تندرو که با آنها مقابله می شود و نیروهای طالبان میانه رو که امکان مذاکره با آنها وجود دارد تفاوتی قائل هستید؟
احمدینژاد: من هیچ نظر قطعی در این باره ارائه نمی کنم. من نمی دانم این مطالبی که گفتید چه مفهومی دارد. فراموش نکن مردم افغانستان دارای روابط نزدیک تاریخی با ایران هستند. بیش از ۳ میلیون شهروند افغانی در ایران زندگی می کنند و از آنجایی که ما با مردم آلمان نیز دوست هستیم تکرار میکنم : وجود یک نیروی نظامی قوی تر نیز راه حل نخواهد بود.
اشپیگل: آیا شما درباره سربازان آلمانی حاضر در افغانستان نگران هستید؟
احمدینژاد: ما نیز آلمان ها را دوست داریم. ما نگران آنها هستیم.
اشپیگل: و شما همچنان پیامدها را نادیده میگیرید؟
احمدینژاد: نه، اگر موضوعی با شیوه ای منطقی برای ما توضیح داه شود ما آن را می پذیریم. ما با آمریکایی ها در عراق گفتگو کردیم. هر چند که قواعد کلی مذاکره با آمریکا را منع می کند ولی با یک استدلال منطقی ما آن را انجام دادیم.
اشپیگل: در صورتیکه نیروهای آمریکایی از عراق خارج شوند اوضاع امنیتی در این کشور به طور اسفباری بد خواهد شد. آیا شما خلأ قدرت در کشور همسایه تان را پر خواهید کرد؟ آیا شما از تاسیس حکومت دینی با عنوان جمهوری اسلامی عراق حمایت میکنید؟
احمدینژاد: ما معتقدیم مردم عراق توانایی تامین امنیت خود را دارند. مردم عراق دارای تمدنی هستند که به بیش از هزار سال پیش باز میگردد. ما از تمام تصمیم های عراقی ها و هر دولتی که در این کشور انتخاب میشود حمایت می کنیم. عراقی یکپارچه و متحد برای همه مفید خواهد بود و ما از آن استقبال میکنیم.
اشپیگل: سرویس های امنیتی آمریکایی به این نتیجه رسیده اند تهران به طور کامل نقش متفاوتی در عراق بازی می کنند. سیا معتقد است تهران از طریق شبه نظامیان شیعی به مقابله با ایران می پردازد.
احمدینژاد: ما هیچ توجهی به گزارش سرویس های امنیتی آمریکا نمی کنیم. آمریکایی ها عراق را اشغال کردند و مسئول تامین امنیت این کشور هستند. آنها در گذشته به اشتباهاتشان دقت نکردند و ما را مسئول ناآرامی ها می دانند. آنها می بایست اشتباهاتشان را اصلاح کنند. هنگامی که آمریکایی ها به اشتباهاتشان پی ببرند و به مردم عراق احترام بگذارند اوضاع برای آمریکایی ها بهبود خواهد یافت. مثل همیشه، سیاستهای ما کاملا روشن است.
اشپیگل: آقای رئیس جمهور، این واقعیت ندارد. شما با یکی از دولت های مهم جهان در یکی از چالش های بینالمللی مخالفت می کنید. ایران به شدت مظنون است که تحت برنامه صلح آمیز هسته ای به دنبال ساخت بمب اتمی است. اخیرا، اوباما طی دیدار خود از اروپا از این خطر واقعی ابراز نگرانی کرد. تا کنون در شورای امنیت سازمان ملل چهار قطعنامه علیه ایران برای تعلیق برنامه های هسته ای این کشور به تصویب رسیده است. چرا شما با این خواسته موافقت نمی کنید؟ ما به شدت نگران هستیم و عمیقا بد گمان هستیم.
احمدینژاد: منظور شما از طرح این جمله چیست؟
اشپیگل: آقای رئیس جمهور، منظور ما اینست که جهان منتظر نشانه هایی از سوی شماست، ما منتظر نشانه هستیم. چرا شما حداقل به طور موقت غنی سازی اورانیوم را متوقف نمی کنید. دراین صورت زمینه برای آغاز مذاکرات جدی فراهم می شود.
احمدینژاد: تاریخ اینگونه بحث ها گذشته است. زمان آن به پایان رسیده است. تمامی ۱۱۸ عضو جنبش عدم تعهد و همچنین ۵۷ کشور عضو سازمان کنفرانس اسلامی از این حق ما دفاع کردند. اگر یک میانگین بین دو گروه بگیرید میبینیم که ۱۲۵ کشور طرف ما هستند. اگر تعدادی از کشورهاعلیه ما باشند نمی توان ادعا کرد که کلیه کشورها علیه ما هستند.
اشپیگل: ما درباره اروپا و آمریکا صحبت میکنیم که یک سیاستمدار نیر خواستار ملاقات با شما نیست. سیاستمداران بلندپایه ایتالیایی در سال گذشته میلادی از دیدار با شما در کنفرانس مربوط به سازمان ملل در “رم ” خودداری کردند.
احمدینژاد: البته ما هم این را میدانیم. اما ما میگوییم که اروپا تمام جهان نیست. چرا شما به این امرباور دارید؟ به علاوه، من حتی خواستار دیدار با سیاستمداران ایتالیایی نبودم.
اشپیگل: حتی اگر شما باور آن را رد کنید، شورای امنیت سازمان ملل متحد که مهمترین نهاد بینالمللی است اغلب به اتفاق آراء مخالف شماست. نه فقط قدرتهای غربی بلکه چین و روسیه نیز اخیرا تحریمها علیه ایران را به تصویب رساندند.
احمدینژاد: اجازه دهید مطالبی را برای شما هم از لحاظ قانونی و هم از لحاظ سیاسی روشن کنم. دستکم ۱۰ عضو شورای امنیت سازمان ملل…
اشپیگل: … که علاوه بر اعضای دائم که آمریکا، روسیه، انگلیس، فرانسه و چین هستند شامل ۱۰ عضو انتخابی است که به صورت چرخشی تغییر میکنند…
احمدینژاد: …به ما اعلام کردهاند که آنها فقط تحت فشار آمریکا و انگلیس علیه ما رای دادند. بسیاری از این اعضا این موضوع را بسیار گفتهاند. این رای تحت فشار چه ارزشی دارد؟ ما این امر ار از لحاظ قانونی بی اساس میدانیم. از لحاظ سیاسی بر این باوریم که این روش اداره جهان نیست. تمام مردم باید مورد احترام قرار گیرند و حقوق برابر در قبال آنها باید اعمال شود.
اشپیگل: ایران احساس میکند از چه حقی محروم شده است؟
احمدینژاد: اگر یک فناوری مفید باشد همه باید آن را داشته باشند. اما اگر اینطور نباشد، نباید هیچ کس آن را داشته باشد. آیا می شود که آمریکا ۵ هزار و ۴۰۰ کلاهک هسته ای داشته باشد و آلمان هیچ نداشته باشد؟ وحتی به ما اجازه داده نمی شود تا از انرژی صلح آمیز هسته ای بهره مند شویم. منطق ما کاملا روشن است: حقوقی یکسان برای همه. ساختار شورای امنیت و حق وتوی پنج عضو دایم آن نتیجه جنگ جهانی دوم بوده که ۶۰ سال پیش به پایان رسیده است. آیا باید قدرت های پیروز برای همیشه بر بشریت حکمرانی کنند و آنها باید دولت جهانی را تشکیل دهند؟ ساختار شورای امنیت سازمان ملل باید تغییر کند.
اشپیگل: شما به هند، آلمان و آفریقای جنوبی اشاره می کنید؟ آیا ایران نیز باید یکی از اعضای دائمی شورای امنیت سازمان ملل شود؟
احمدینژاد: اگر چیزها در جهان عادلانه صورت می گرفت ایران نیز میبایست یکی از اعضای شورای امنیت باشد. ما این اندیشه که تعدادی از کشورها خود را آقای جهان بدانند را نمی پذیریم. آنها می بایست چشمهایشان را باز کنند و شرایط واقعی را درک کنند.
اشپیگل: آن شرایط واقعی که شما می گویید شامل امتناع شما از تعلیق فعالیت های هسته ای با وجو فشارهای بین المللی نیز می شود. آیا این بدان معناست که آژانس بینالمللی انرژی اتمی و مدیر کل آن “محمد البرادعی ” خواهند توانست خود را از مشکلات برگزاری مذاکره با ایران نجات دهند؟ آیا غنی سازی اورانیوم تحت هیچ شرایطی تعلیق نخواهد شد؟
احمدینژاد: من اعتقاد دارم آنها در وین به این نتیجه رسیدند. چرا ما عضوی از سازمان انرژی هسته ای شدیم؟ این بدان معناست که ما می توانیم انرژی هسته ای را برای مقاصد صلح آمیز استفاده کنیم. ما چه کمکی از سوی سازمان انرژی هسته ای دریافت کرده ایم؟ آیا این آژانس هیچگونه دانش یا راهکاری را به ما داده است؟ نه. اما طبق اساسنامه این آژانس، باید این کار را انجام دهد. به جای آن ساختارهای اجرایی این آژانس از آمریکا می آید.
اشپیگل: با تمام احترامی که برای آقای رئیس جمهور قائلم اما باید گفت پنهان کاری، گمراه ساختن و طفره رفتن شما باعث تحریک شک و تردید جهان شده. متاسفانه شما از حقوقتان سو استفاده کردید و توسعه مخفیانه بمب هسته ای نیز دور از ذهن نیست.
احمدینژاد: کجا ما از حقه استفاده کردیم؟ این دروغ بزرگی است. ما با آژانس بینالمللی انرژی اتمی همکاری داشته ایم. در کنار آن آیا سازمان بینالمللی انرژی اتمی به این نتیجه نرسیده که قدرت های هسته ای باید خلع سلاح شوند؟ کجاست گزارش هایی که نشان دهنده خلع سلاح آنهاست و این برنامه به کجا رسیده است؟ به سادگی می توان گفت که این اتفاق نیافتاده است. ما نگران هستیم و به شدت مضطرب هستیم.
اشپیگل: جهان به شما بیاعتماد است، و برزگترین نگرانی جهان این است که شما در حال ساخت بمب هستید، زیرا احساس میکنید که توسط قدرتهای هستهای مانند آمریکا، هند و پاکستان محاصره شدهاید و دستکم به این دلیل است که اسرائیل بمب هستهای در اختیار دارد.
احمدینژاد: ما علاقهای به ساختن بمب هستهای نداریم. ما به آژانس بینالمللی انرژی اتمی هزاران صفحه گزارش فرستادهایم و هزاران ساعت بازرسی را ممکن ساختهایم. دوربینهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی فعالیتهای ما را زیر نظر دارد. چه کسی خطرناک است و بازرسیان آژانس باید به چه کسانی بی اعتماد باشند؟ کسانیکه مخفیانه بمب میسازند یا ما که با آژانس اتمی همکاری میکنیم؟
اشپیگل: کسی نمیتواند مطمئنا از خواست واقعی شما برای همکاری صحبت کند. محمد البرادعی مدیر کل آژانس اتمی مکررا این را در گفتوگوهای ما گفته است و این همچنین در گزارشهای منتشر شده آژانس مستندسازی شده است.
احمدینژاد: اجازه دهید دو نقطه نظر نهایی را با وجود مناقشه هستهای اعلام کنم. ابتدا تا زمانیکه عدالتی وجود ندارد راه حلی هم نمیتواند وجود داشته باشد. کسی نمیتواند جهان را با یک معیار دو گانه بیازماید که آن همان اشتباه بزرگ بوش بود. مقامات آمریکا نباید همان اشتباه را تکرار کنند. ما میگوییم: ما خواستار همکاری تحت شرایط منصفانه هستیم. شرایط برابر و زمینه فعالیت با سطح برابر. نقطه نظر دوم درباره جنگطلبان و صهیونیستهاست…
اشپیگل: …دشمن ابدی شما…
احمدینژاد: که موجودیت آن بستگی به تنش دارد و آن رژیمی که از طریق جنگ ثروتمند شده است. و سپس گروه سومی وجود دارد که فقط به قدرت علاقه دارد. بزگترین مشکل آقای اوباما این است که باید با سیاست داخلی کشورش کاری انجام دهد. از یک طرف آمریکا نیازمند ایران است و باید مجددا خود را بازیابی کند. از سوی دیگر رئیس جمهوری جدید آمریکا تحت فشار این گروههاست. تصمیمهای شجاعانهای مورد نیاز است و توپ در زمین اوباماست.
اشپیگل: تا همین اواخز دیدگاه شما درباره آمریکا قاطعانه این بود که یک سیاهپوست هیچگاه نمیتواند رئیس جمهور آمریکا شود. ممکن است شما یک تصویر اشتباه و کاملا دگرگون از آمریکا دارید؟
احمدینژاد: نه، آنگونه نیست که شما توصیف کردید. ما امیدواریم تغییرات در سیاست آمریکا از ماهیتی اساسی برخوردار باشند و اینکه این تغییرات بیشتر از تغییر رنگ پوست باشند. و اینکه سیاست آمریکا برای نفع بردن آفریقاف آسیا و بیشتر مردم خاورمینه عادلانهترشود.
اشپیگل: شما به یکی از قدرتمندترین بازیگران سیاسی منطقه خاورمیانه شدهاید زیرا به یک قهرمان موضوع فلسطین تبدیل شدهاید.
احمدینژاد: ما به میزان بیشتری از حقوق اساسی فلسطینیان سرکوب شده در حال دفاع هستیم. پیشنهاد ما برای حل مناقشه خاورمیانه این است که فلسطینیان باید اجازه داشته باشند برای آینده خود در رفراندمی آزاد تصمیم بگیرند. شما فکر میکنید این درست است که برخی کشورهای اروپایی و آمریکا از رژیم اشغالگر و دولت ستمکار صهیونیست حمایت میکنند، اما ایران را محکوم می کنند صرفا به این دلیل که ما از حقوق مردم فلسطین دفاع می کنیم؟
اشپیگل: شما درباره اسرائیل صحبت میکنید، یکی از اعضای سازمان ملل که دهههای زیادی از در سراسر جهان به رسمیت شناخته شده است. چه اقدامی میکنید اگر اکثریت فلسطینینان به راه حل دو دولت رای دهند که دراین صورت آنها حق موجودیت اسرائیل را به رسمیت شناختهاند؟
احمدینژاد: در صورتیکه آنها این گونه تصمیم بگیرند، همه باید این تصمیم را بپذیرند…
اشپیگل: …و شما هم باید اسرائیل را به رسمیت بشناسید، کشوری که همانطوریکه در گذشته گفتهاید دوست دارید از ” روی نقشه محو شود. ” لطفا دقیقا به ما بگویید قبلا چه گفتهاید و منظورتان از آن اظهارات چه بود.
احمدینژاد: اجازه دهید این موضوع را این گونه مطرح کنم، به شوخی: چرا آلمانیها در آن روزگار آن همه گرفتاری ایجاد کردند و اجازه دادند این مشکلات بوجود آید؟ آیا رژیم صهیونیستی نتیجه جنگ جهانی دوم است؟ هر کدام از این موارد چه ربطی باید به مردم فلسطین داشته باشد؟ یا با منطقه خاورمیانه؟ من معتقدم که ما باید به ریشه این مسئله برسیم. اگر کسی مسببها را در نظر نگیرد، هیچ راهحلی نمیتواند وجود داشته باشد.
اشپیگل: آیا رسیدن به ریشه این مسئله به معنی محو اسرائیل است؟
احمدینژاد: این به معنی طلب کردن حقوق مردم فلسطین است. من معتقدم که این به نفع همه است، به نفع آمریکا، اروپا و آلمان. اما آیا ما نخواستیم که درباره روابط آلمان و آلمان-ایران صحبت کنیم.
اشپیگل: این آن چیزی است که ما درباره آن صحبت میکنیم. این حقیقت که شما حق اسرائیل برای موجودیت را رد میکنید هنگامیکه به روابط آلمان-ایران میرسد اهمیت حیاتی پیدا میکند.
احمدینژاد: آیا بر این باورید که مردم آلمان از رژیم صهیونیستی حمایت میکنند؟ آیا فکر میکنید که یک رفراندوم میتواند در آلمان درباره این موضوع برگزار شود؟ در صورتیکه اجازه دهید چنین رفراندومی برگزار شود، خواهید فهمید که مردم آلمان از رژیم صهیونیستی متنفر هستند.
اشپیگل: من مطمئنن هستم که این درست نیست.
احمدینژاد: من بر این باور نیستم که کشورهای اروپایی در صورتیکه یک صدم از جنایتهایی که رژیم صهیونیستی در نوار غزه مرتکب شد در هر جای دیگری در اروپا اتفاق افتاد، به این اندازه اهل اغماض میبودند. چرا دولتهای اروپایی از این رژیم حمایت میکنند؟
اشپیگل: …هنگامیکه ما سه سال گذشته درباره رد هولوکاست صحبت میکردیم. پس از مصاحبه ما فیلمی که توسط تلویزیون اشپیگل تهیه شده بود برای شما ارسال کردیم درباره نابودی یهودیان در زمان رایش سوم بود. آیا شما آن دیویدی که درباره هولوکاست بود را دریافت و ملاحظه کردید؟
احمدینژاد: بله من آن دیویدی را دریافت کردم. اما من نمیخواهم به شما درباره این سوال پاسخی دهم. من معتقدم که مجادله درباره هولوکاست موضوع مورد علاقه مردم آلمان نیست. مسئله از این بسیار ریشهدارتر است. به هر حال باز هم از شما به دلیل آمدن به ایران تشکر میکنم. شما آلمانی هستید و ما بسیار به مردم آلمان احترام میگذاریم.
اشپیگل: آیا شما پیامی برای دولت آلمان دارید؟
احمدینژاد: من سه سال قبل نامهای برای خانم مرکل صدراعظم آلمان ارسال کردم که در آن بر اهمیت روابط فرهنگی و تاریخی تاکید کردم و از آلمان خواستم تا با استقلال بیشتری عمل کند.
اشپیگل: در ۱۲ ژوئن [۲۲رداد ماه] انتخابات ریاست جمهوری ایران برگزار خواهد شد. آیا پیروز خواهید شد؟
احمدینژاد: بگذارید ببینیم چه اتفاقی میافتد. ۹هفته زمان زیادی است. در کشور ما پیروز وجود ندارد و بنابراین هیچ بازندهای وجود ندارد.
اشپیگل: در صورتیکه مجددا به ریاست جمهوری ایران انتخاب شوید، آیا اولین رئیس جمهوری اسلامی ا یران خواهید بود که با یک رئیس جمهور آمریکایی دست خواهد داد؟
احمدینژاد: منظور شما چیست؟
اشپیگل: آقای رئیس جمهور تشکر میکنم.
salam
ahmadi nejad be soalat khili bad javab midad
ye joraei farar mikard
az ghabl ino adame bi manteghi midonesam hala dige ye zare ham shak nadaram