
«دختر ۴ ساله تایسون هنگامی که مشغول بازی روی ترید میل بود افتاد و گردنش شکست و کشته شد». این خبری است که بار دیگر نام تایسون را در اذهان عمومی زنده کرد هر چند که ربطی به بوکس ندارد. برادر ۷ سالهاین دختر بعد از تماس با ۹۱۱(شماره فوریتهای اجتماعی در آمریکا) این خبر را در اختیار پلیس قرار داد. او گفت:«مادرم توی اتاق سرگرم گوش کردن موسیقی بود و این اتفاق افتاد.» ظاهرا این بچه وقتی دید مادرش اصلا تو باغ نیست خودش دست به کار شد و به اورژانس اطلاع داد. سالها بود که کسی خبری از مایک تایسون نشنیده بود. بوکسور افسانهای جهان که وقتی در اوج بود یاد و خاطره بزرگانی مانند کلی و فریزر و نورتون را زنده میکرد. ورزشکاران حرفهای این رشته هرگز مبارزات او را با ایواندر هالیفیلد فراموش نکردهاند؛ مبارزاتی که جهان بوکس را تحتالشعاع قرار میداد. تایسون اما به لحاظ اخلاقی هیچ گاه ورزشکار برجستهای نبود و حتی به دلیل کودکآزاری روانه زندان شد. البته در زندان هم تمرین داشت و حتی برای افزودن بر محبوبیت خود، اعلام کرد در اثر همنشینی با همسلولیاش که پاکستانی بود نام عبدالصمد را روی خود گذارده و مسلمان شده. اتفاقی که هیچ وقت بر محبوبیت او نیفزود چرا که مثلا در اولین مسابقه بعد از آزادیاش یادش رفت نامش عبدالصمد است و با همان نام مایک، مبارزه کرد و برنده هم شد.آخرین مبارزه این ورزشکار همان مسابقه معروف با هالیفیلد بود که گوش او را گاز گرفت و تکهای از آن را کند تا با شکستی مفتضحانه برای همیشه از این ورزش خداحافظی کند. ضمنا نام دختر تایسون، «ژوکی رنه داگلاس» بود.


این حوادث آخر عاقبت قهرمانیست که هرگز نخواست و نتوانست یک پهلوان هم باشد!