
در فتنه ها و در زمانی که راه از چاه قابل تشخیص نیست و در زمانی که دشمن با آمیختن حق و باطل با هم، نقابی از حق بر چهره می زند و مردم را به شک و تردید می اندازد در تصمیم گیری، چشم ها همه به سمت افرادی دوخته می شود که در جامعه به نوعی مرجعیت دارند بر افکار مردم؛ حرکات و سخن گفتن و نگفتن های آن هاست که بر روند تحولات جامعه اثر گذار می شود. تعبیری که برای این دسته از افراد می شود خواص است و نخبگان! موضع گیری خواص در فتنه ها به این سبب دارای اهمیت است که مستقیما بر جهت گیری گروه هایی که تحت نفوذ اوست اثر گذارند.
همین حساسیت جایگاه است که چون به تاریخ صدر اسلام نگریسته می شود بعضی از خواص محکوم می شوند و بعضی قابل احترام. بی بصیرتی خواصی چون طلحه و زبیر آنها را به سقوط کشاند و بصیرت و روشنگری های عمار و ابوذر و مقداد و سلمان و … آنها را عزیز. نکته ظریف آنکه همانگونه که رهبر انقلاب هم فرمودند این صحابه در تاریخ نه به واسطه نمازها و عباداتشان به نیکی یاد شده اند که به خاطر موضع گیری های سیاسی به موقع و به حقشان بوده است که اینچنین مقامی یافته اند.
فتنه سال ۸۸ هم عرصه امتحان و آزمون خواص بود. فتنه ای که اصل نظام جمهوری اسلامی را هدف گرفته بود و بهانه اش انتخابات ریاست جمهوری بود. لذا خواصی که خود را در چارچوب جمهوری اسلامی تعریف می کردند مورد سئوال بوده اند که نسبت به این فتنه چه کردند؟ هشدار های مکرر رهبر انقلاب به خواص دو پهلو که به خاطر منافع حزبی، مالی، سیاسی و … موضع گیری شفافی در قبال حوادث بعد انتخابات نمی گرفتند آزمونی سخت برای این دسته از خواص بود. به تعبیر خود ایشان شکست در این آزمون به معنای سقوط بود. هوشیاری مردم در فتنه بعد انتخابات به حمدالله باعث شد یکی از مدعیان نسبت به همین خواص، خود مردم باشند که تا هنوز هم ادامه دارد و هر زمان و مکانی این چنین خواصی را می بینند که یا سکوت کردند و یا دو پهلو سخن راندند را به میز محاکمه می کشانند.
بعد گذشت یک سال از فتنه و سربلندی جمهوری اسلامی از آزمونی دیگر به جاست در کنار بررسی پرونده های فتنه گران و خواص دو پهلو به بررسی و تجلیل از افرادی بپردازیم که باعث این دستاورد بودند. در کنار نقش تاریخی و هوشمندانه رهبر انقلاب در هدایت کشتی انقلاب در طوفان فتنه ای که ابرقدرتهای زورگو به آن چشم امید دوخته بودند و نقش تمام کننده مردم در ۹ دی و ۲۲ بهمن، باید به واکاوی و البته تجلیل از خواصی پرداخت که در هدایت افکار عمومی جامعه به سمت جبهه حق و جلوگیری از خدعه های فتنه گران نقش اساسی بازی کردند پرداخته شود. به لطف خدا خواص هوشیار کم نبودند که به روشنگری پرداختند و هر یک به نوبه خود در صدد حمایت از نظام و انقلاب برآمدند اما در این مقال ناچار به پرداختن به مواضع و نقش چند تن از این خواص که در حوزه فعالیتی خود اثر گذار بودند هستیم که ان شاءالله در آینده به مواضع دیگر خواص خواهیم پرداخت.
۱- مرجع انقلابی
حضرت آیت الله نوری همدانی، از همان روزهای اول آغاز فتنه در مقابل فتنه گران به موضع گیری پرداخت. حضرت آیت الله بعد از نماز تاریخی رهبر انقلاب ، در پیامی ضمن حمایت از موضع ایشان همگان را به تبعیت از قانون فرا خواند. در برهه ای که جریان فتنه گر درصدد بود با نامه های سرگشاده به مراجع و دیدار با آنان و تحت فشار قرار دادنشان، آنان را وادار به موضع گیری بر علیه حاکمیت بکند، آیت الله نوری همدانی با صلابت در مقابل آنان ایستادگی کرد و در ابتدا با توصیه های مشفقانه و بعد ها با افشاگری نسبت به اهداف فتنه گران به رسوا کردن آنان پرداخت. تبریک به احمدی نژاد برای انتخاب دوباره وی به ریاست جمهوری شُکی دیگر بود که آیت الله به اردوگاه فتنه گران وارد کرد و جنگ روانی آنان را خنثی کرد.
صراحت آیت الله در موضع گیری ها بر علیه آشوب های خیابانی فتنه گران برای آنها بسیار دشوار بود لذا به شکلی در پی کاستن نفوذ آیت الله در بین مردم بودند. رد درخواست ملاقات شیخ یوسف صانعی از سوی آیت الله نشان از آگاهی ایشان از اهداف پنهان فتنه گران از آن ملاقات بود که فتنه گران را بار دیگر ناکام گذاشت. روند روشنگری های آیت الله آنچنان بر فتنه گران سخت آمده بود که دیگر نقاب ادب مرد به ز دولت اوست را کنار زدند و به هتاکی به ایشان پرداختند. رسانه های جریان فتنه با تندرو خواندن آیت الله و غیر دموکراتیک دانستن ایشان ، موضع گیری های ایشان را خارج از منطق می دانستند ، در همین حال تماس تهدید آمیز به دفتر ایشان ماهیت اصلی جریان فتنه را نمایان کرد.
صبر و مدارای آیت الله و نصیحت های مشفقانه ایشان به فتنه گران تا محرم ادامه داشت تا در ماجرای تشیع جنازه آیت الله منتظری ، فتنه گران به هتک حرمتی دیگر دست زدند که دیگر مردم را تاب تحمل نیامد و بر گرداگرد منزل ایت الله برای کسب تکلیف حلقه زدند. آیت الله خطاب به فتنه گران گفت:« به شما نصیحت می کنم، شما که مایه دلخوشی استکبار و دست نشاندگان شده اید و خود را خوراک تبلیغات مسموم رسانه های اجانب قرار داده اید وهمواره دم از اوباما و سارکوزی ومرکل ها می زنید، بدانید اینها دردی را برای شما دوا نمی کنند پس بهتر است که تا دیر نشده در مسیر صراط مستقیم قرار گیرید که مسیر اسلام، مردم و رهبر معظم انقلاب است» .آیت الله فتنه قم را آخرین فرصت برای آنها دانستند و گفتند دیگر صبر و تحمل جایز نیست: «فتنه گران بدانند که مردم هوشیار وولایتمدار دیگر اجازه چنین حرکاتی را به آنان نخواهند داد.»
آیت الله هدف اصلی فتنه گران را ضربه به ولایت فقیه می دانستند و در یک سخنرانی فرمودند: «هدف دشمن از جنگ نرم تضعیف جایگاه ولایت فقیه است و ما باید در این شرایط بصیرت و هوشیاری خود را بالا برده و از این انقلاب و ولایت فقیه دفاع کنیم. »
بعد از حرمت شکنی عاشورا و بیانیه حمایتی موسوی از آشوبگران، آیت الله بار دیگر به روشنگری پرداختند:« کشور آمریکا برای حمایت از آشوبگران میلیون ها دلار اختصاص داده است و افرادی که در مقابل مقدسات و ارزش های اسلامی و انقلاب هتاکی کردند را انسان های شجاع نامیده است. متاسفانه برخی از افراد داخلی نیز هتاکان و آشوبگران را انسان های خداجو نامیدند و این موضوع برای ما خیلی گران و سنگین است.»
آیت الله نوری همدانی، با سابقه ای درخشان از مجاهدت در دفاع از حریم انقلاب ولایت را به حق می توان یکی از نمادهای خواص جبهه حق دانست . نقش محوری ایشان در قیام ۱۹ دی در سال ۱۳۵۶ و نقش پررنگ ایشان در رسوا سازی جریان باطل در فتنه ۸۸ گواهی بر این مدعاست.
۲- فقیه مجاهد، آیت الله یزدی
رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، و عضو شورای نگهبان که در کارنامه خود ریاست قوه قضاییه را بر عهده داشته است از روزهای قبل انتخابات به روشنگری پرداخت. شاید شروع سخنان روشنگرایانه آیت الله را باید موضع گیری ایشان در قبال نامه سرگشاده هاشمی به رهبر انقلاب دانست.:« آیت الله در پاسخ به سوال خبرگزاری فارس که درباره صحت و سقم این جمله هاشمی رفسنجانی که خطاب به رهبری نوشته بود: « رئیس قوه قضاییه وقت جناب آقای یزدی در پایان کار ریاست جمهوری اینجانب، رسما اعلام پاکی و منزه بودن خانواده رئیس جمهور و حتی کم شدن دارایی ها در دوران مسئولیت را نمودند» افزود: این سئوال در جاهای دیگر هم از من سوال شده که این جمله که آقای هاشمی در نامه سرگشاده خطاب به مقام معظم رهبری نوشتهاند که فلانی یعنی من به عنوان رئیس قوه قضائیه گفته است که مثلا درباره اموال ایشان بحثی نبوده است مربوط به ۱۰ سال قبل است. از ده سال به این طرف، من دیگر در دستگاه قضایی نبودم. این انتساب برای ۱۰ سال پیش است. در زندگی هم می دانیم و تاریخ نشان میدهد خیلی حوادث مختلف پیش میآید. بنابراین باید مشخص شود که این جمله مال الان نیست و نباید الان مورد استناد قرار گیرد.»
در حوادث فتنه گون بعد انتخابات هم آیت الله خواص دو پهلو را مورد خطاب و شماتت قرار داد:« قرار دادن رهبری در همه شرایط است و نمی شود هرکجا نظر سیاسی ما با رهبری موافق بود تابع ایشان باشیم اما در غیر این صورت سکوت کنیم و یا با نظر رهبری مخالفت نمائیم.»
آیت الله یزدی در جایی دیگر هدف اصلی فتنه را این طور تعبیر کرده است:« امروز ولایت فقیه و شخص رهبری مورد هجمه دشمنان است و آنها در این راه از هر سعی و تلاشی از جمله ایجاد شبهه، تضعیف مقام ولایت و هر کاری که در توانشان باشد دریغ نخواهند کرد.»
آیت الله یزدی که عضو مجلس خبرگان رهبری هم می باشد نسبت به حضور برخی از افراد منتسب به چهره های شاخص نظام در اغتشاشات بعد از انتخابات اعتراض کرد و گفت: «در روز عاشورا تو دختر آخوند هستی توی خیابان و اغتشاشات چه کار می کنی، اگر اطلاعات همراهت بیاید در جلسه خصوصی چه کار می کنی، آن حرف ها چه بود که زده ای، شما روحانی هستید عالم بودید و هستید و از جمله خاندان عالم بودید نباید در جاهایی که شایسته نیست حضور پیدا کنید.»
یکی از جنجالی ترین صحبت های آیت الله در قبال مواضع هاشمی رفسنجانی در مشهد و عملکرد فرزندان وی بوده است:« ایشان در آخرین سخنان خود که در مشهد ایراد شده بود گفته اند حکومت سپاه و بسیج دارد ولی این طرفی ها هم اساتید، نخبگان و دانشجویان را دارند، سئوال من اینجاست آقای هاشمی واقعا این چه حرفی است که شما دارید می زنید؟ شما دارید تقابل ایجاد می کنید بین سپاه و مردم و … شما دارید مساله خشونت و حکومت نظامی را ترویج می کنید در حالیکه در سپاه هم دانشگاه وجود دارد، در بسیج هم مقامات عالیه دانشگاهی هستند. این چه تعبیر و حرفی است که شما دارید، آقای هاشمی شما بعد از مدتی سکوت را شکستید چکار کرده و چه گفتید؟»
آیت الله با اشاره به پرونده فائزه هاشمی گفته است:« در خصوص پرونده دختر ایشان آقای هاشمی به من گفت: این پرونده را ببندید، بنده گفتم ما هر چه از دختر شما دعوت کردیم تا بیایید بررسی کنیم نیامد. »
موضع دیگر آیت الله در قبال سفر مهدی هاشمی به لندن بود که گفته است:« آقای هاشمی در خصوص فرزندش مهدی که به خارج سفر کرده نیز گفته است مهدی ما هیچ مشکلی نداشته و برای کارهای شخصی به خارج رفته، وقتی صحبت پرونده می شود ایشان می گوید فرزندم مشکلی ندارد اما زمانی که از رییس قوه قضاییه موضوع را می شنویم جور دیگر می شنویم. ما در این کشور افرادی داشتیم مثل آقایان آیت الله گیلانی و خزعلی که یکی حکم اعدام فرزند خود را صادر کرد و دیگری هم از فرزندش تبری جست. »
۳- روحانی مبارز، مهدوی کنی
حضرت آیت الله مهدوی کنی، از روحانیون مبارز انقلابی است که همیشه مورد احترام گروه ها و شخصیت های مختلف بوده است. دبیری جامعه روحانیت مبارز تهران و نمایندگی مجلس خبرگان و ریاست دانشگاه امام صادق(ع) از دیگر مسئولیت های ایشان است. رییس دانشگاه امام صادق (ع) از قبل انتخابات نسبت به نوع صحبت های انتخاباتی موسوی هشدار می دادند :« نگویید شهدا خوب بودند و رفتند، کسانی هم مانده اند ازشهدا الهام گرفته اند و به واسطه خون آنهاست، که باقی مانده اند. شما طوری صحبت می کنید که گویا از اسلام چیزی باقی نمانده است. من بعضی وقتها به دوستان می گویم ای کاش مرده بودیم و این حرفها را نمی شنیدیم. خداوند متعال می فرماید خوب و بد گم نمی شود. شما که تابع قرآنید اگر حسن نیت دارید، باید خوب و بد را بیاورید. ممکن است کسی اشتباه کرده باشد ولی این فرق می کند با اینکه ما بگوییم طرف مقابل برای ریاست کردن می خواسته همه چیز را خراب کند.»
دبیرکل جامعه روحانیت مبارز تهران بعد از انتخابات هم سکوت نکردند و نسبت به فتنه های به وجود آمده به روشنگری پرداختند:« جریان های پس از انتخابات اخیر فتنه است و این فتنه، فتنه براندازی میباشد، اگر امام را قبول دارید،ایشان فرمودند اگر دیدید آمریکا از شما تعریف می کند بدانید عیبی در کارتان هست. اینها می گویند ما طرفدار امام هستیم. ما می گوییم امام شعارهایی داشته، امام که یک شی بی جان نبوده و یا بعضیها همین الان میگویند ما طرفدار رهبری هستیم، ما میگوییم رهبرکه صرفا یک اسم و عنوان نیست، رهبر ما که رهبر چین نیست، رهبر ما یعنی مجتهد، عادل، نائب امام زمان او را به عنوان نائب امام زمان قبول دارید؟
رهبر قانون اساسی ما رهبر قانون اساسی چین نیست، رهبر کره شمالی و آمریکا نیست (در این کشورها رئیسجمهور، رهبر است)؛ ما برای رهبرمان تقدس قائلیم، آیا این چنین امامی را قبول دارید؟ یا امام شما کس دیگری است؟.امام(ره) فرمودند که اگر دیدید آمریکا برایتان کف میزند، بدانید راهتان اشتباه است. من برایتان حدیث میخوانم. شیطان نزد موسی(ع) میرود و می گوید: ای موسی، قل لا اله الا الله؟موسی بگو لا اله الا الله، حضرت موسی(ع)پاسخ دادند اکنون که تو میگویی ، نه لا اله الا الله؛ لا اله الا اللهی که شیطان بگوید، معلوم است که فتنه ای در آن نهفته است .چرا تاکنون نمیگفت لا اله الا الله»
در حالی که بعضی خواص دو پهلو بخاطر منافع مالی و حزبی خود از موضع گیریهای شفاف طفره می رفتند موضع گیری آیت الله در قبال حرمت شکنی عاشورا صریح و بی پرده بود:« آنهایی که با حرمت شکنی در روز عاشورا به ساحت امام حسین (ع) و عزادارانش توهین نمودند قطعا مسلمان و شیعه نبودند و گناه بانیان این فجایع با فتنه ای که آغاز نمودند، تطهیر نخواهد شد.»
گفته شده است که یکی از سران فتنه به طریقهای مختلف در پی ملاقات با آیت الله مهدوی بوده است تا بتواند به اقدامات خود مشروعیت بدهد ولی آیت الله با تیزبینی برای قبول ملاقات شرط گذاشته است که وی از فتنه جویان و عوامل اهانت های اخیر اعلام برائت کند
۴- روحانی همیشه انقلابی ،حائری شیرازی
آیت الله محی الدین حائری شیرازی از جمله افرادی است که در حوادث پس از انتخابات با اتخاذ مواضع صریح و شفاف سعی کرد در به آرامش رسیدن فضای عمومی کشور فردی گوش به فرمان رهبری باشد. آیت الله که زمانی مسئولیت امام جمعه شهر شیراز را بر عهده داشت چندی است که برای تدریس و پژوهش در قم ساکن است. . آیت الله در مورد نقش خواص و ضرورت موضع گیری آنها در یادداشی می نویسد:«اگر کارت زرد نشان داده شود و یا با ارائه کارت سرخ مجرم حذف نشود، خطاکار گرفتار توهم میشود که گفته من حق بود».
حضور آیت الله در مجلس خبرگان هم فرصتی دیگر برای روشنگری و مقابله با فتنه گری فتنه گران بوده است. زمانی که رسانه ها از بررسی طرح «برون رفت از وضعیت فعلی کشور» از سوی هاشمی رفسنجانی در مجلس خبرگان سخن می گفتند آیت الله این طرح را نظر خود آقای هاشمی رفسنجانی عنوان کرد و مخالفت خود را با آن اعلام کرد.
آیت الله زمانی که عده ای خواص بی بصیرت بعد از آنکه سران فتنه ساختار های قانونی را شکستند و زیر پا گذاشتند به دنبال مذاکره با سران فتنه بودند می گوید:« مذاکره در این خصوص معنا ندارد، مانند اینکه ما در قضیه جزایر خلیج فارس مذاکره را بی معنا میدانیم.»
۵- سردار جنگ های سخت و نرم، محمد علی جعفری
سردار سرلشکر محمد علی جعفری ،فرمانده کل سپاه و عضو شورای عالی امنیت ملی تا زمانی که بحث انتخابات و رقابت سیاسی بود لب به سخن نگشوده بود ولی از آن دم که فتنه گران در صدد انحراف در انقلاب اسلامی و کودتای مخملی افتادند بنا بر وظیفه اش که پاسداری از انقلاب بود وارد صحنه شد. صراحت سردار در بیان مواضع نقلابیش و حضور فعال نیروهای مردمی بسیج در مقابل فتنه گران و عملیات های پیچیده سپاه سایبری در برخورد با فتنه گران در جنگ نرم اینترتی آنقدر بر دشمنان گران آمده بود که حمله به سپاه و بسیج با سلاح دروغ و هتاکی و شانتاژ خبری به یکی از محورهای اصلی فتنه گران در رسانه های داخلی و خارجی اشان تبدیل شده بود. سردار از مظلومیت انقلاب به این گونه سخن می گوید:« مظلومیت انقلاب در این قضیه آن قدر عمیق است که دشمن هنوز هم نمیخواهد از شهدای مردمی و بسیجی این فتنه اخیر سخن گوید» صحبت های صریح و بی پرده جعفری برای خیلی ها شک آور بود. سردار با اسم آوردن از خاتمی، موسوی خوینی ها و مهدی هاشمی به عنوان دست های پشت پرده اغتششات ، گوشه ای از اعترافات بازداشت شدگان را افشا کرد. سردار هدف فتنه گران را براندازی عنوان کرد با این تعبیر که :« وقتی حرف از براندازی به میان میآید، به آن معنایی که امریکاییها در گذشته میگفتند و امروز جرأت بیان آن را ندارند، نیست. بلکه منظور همان است که به اصطلاح «تغییر رفتار جمهوری اسلامی» خوانده میشود. یعنی تغییر جهتگیریهای اصلی انقلاب و عدول از اصول و آرمانهای انقلاب که هدف امریکاییها نیز اکنون همین است.»
سردار به نقد رفتار خواص هم پرداخته و گفته است:« سرلشکر جعفری یادآور شد: نخبگان و خواص انقلاب متأسفانه ریزش داشتند، اما نباید نظام را با عملکرد من یا شما سنجید، بلکه باید با معیارها و شاخصهای صحیح راه امام و شهدا را ادامه داد. متأسفانه برخی از نخبگان به این نکته مهم که ولیفقیه فصلالخطاب موضوعات است، توجه کافی نکردند و به راحتی نقدهای نادرستی به آن وارد میکنند و اگر آنها اینگونه رفتار کنند، نباید ادعای پیروی از راه امام و طرفداری از نظام را داشته باشند»
۶- منبری برای روشنگری
علیرضا پناهیان از آن دسته از روحانیونی است که با مردم مخصوصا جوانان رابطه ای عمیق برقرار کرده است، جوان بودن و جوان پسند صحبت کردن و به روز صحبت کردن از خصوصیات پناهیان است. پناهیان از آن دسته از روحانیونی بود که در فتنه بعد از انتخابات با صحبت در مورد مبانی فتنه ، شرایط ایجاد فتنه، نقش خواص و مردم در فتنه ها، نقشی پررنگ در بصیرت دهی به مردم داشت.
پناهیان نسبت به نامه های بعضی از خواص به رهبر انقلاب به روشنگری پرداخت: «از نامههای علنی به مقام معظم رهبری بوی تحمیل استشمام میشود، در حالی که هیچکس مثل مقام معظم رهبری شنونده حرف حق دیگران نیست؛ این نامهها میتواند خصوصی باشد.»
پرداختن به مبانی نظری فتنه و آیات و روایات و تطبیق بر فضای فتنه کاری بود که پناهیان با ظرافت به آن مبادرت می کرد تا پشت پرده فتنه گران را برای مردم عیان کند، وی در سخنرانی که معروف به فتنه شدیدتر از دجال شد ، در آن ایام می گوید:« بوی تمایل به دشمن می آید تازه الان که مساله حل شده، الان که فلانی توی بغل صهیونیست ها می رقصد، آنها امیدشان یک چنین وضعیتی شده و یک جور فتنه شدید تر از دجال بعید هم هست این فتنه به سهولت خاموش بشود.»
باید اذعان کرد پناهیان دیگر امروز از یک سخنران مذهبی فراتر رفته است و به عنوان یک جریان ساز در بین اقشار مذهبی نقش ایفا می کند.
۷- لاریجانی ای متفاوت
در میان خانواده لاریجانی ها، محمد جواد لاریجانی که رئیس پژوهشگاه دانشهای بنیادی و رئیس ستاد حقوق بشر قوه قضائیه است صریح ترین موضع گیری ها را نسبت به فتنه های بعد انتخابات داشت.
لاریجانی در تحلیل عملکرد موسوی بیان می کند: « کسانی که ساعت ۱۱ شب ۲۲ خرداد خود را رئیسجمهور مملکت نامیدند یکی از مصادیق این انحراف هستند؛ این افراد در واقع کودتا کردند چون کودتا به معنی این است که افرادی در قالب نظام حرکت میکنند اما ناگهان با چرخشی در مقابل آن میایستند و در انتخابات شاهد بودیم که این افراد در داخل نظام در انتخابات شرکت کردند اما از ساعت ۱۱ شب ناگهان برگشتند. بنابر این موسوی کودتا را انجام داد اما ناکام ماند. »
لاریجانی با انجام دادن مصاحبه ها و سخنرانی در برنامه تلویزیونی و دانشگاه ها به برملا کردن تناقضات درونی جریان فتنه می پرداخت: «کسانی که مدعی بودند ولایت فقیه و راه امام را قبول دارند، راه امام که شال سبز نیست، راه امام یعنی اسلام شیخ انصاری و صاحب جواهر، راه امام یعنی ولایت فقیه، چطور مدعی پیروی از راه امام هستند و بر مکتب امام شمشیر میکشند؟ ملت ما اینها را فراموش نخواهد کرد.چرا باید دوستان ما اینقدر به خطا بروند و حتی چارچوب یک رفتار دموکراتیک را هم نپذیرند؟ مناظرهها نشان داد مردم ما ظرفیت دارند، اما سیاسیون ما ظرفیت باز بودن فضا را ندارند»
لاریجانی در یادداشت خود که در هفته نامه پنجره منتشر کرد، به مشی رئیس مجمع تشخیص مصلحت پس از انتخابات سال ۸۴ اشاره کرده و به اثرات آن در فتنه سال ۸۸ می پردازد :« با تاسف باید اضافه کنم مشی سیاسی خطاآلود و مملو از عصبانیت جناب آقای هاشمی رفسنجانی که ایشان پس از شکست در انتخابات نهم از خود نشان دادند، در کشاندن جریان اصلاح طلبی به ورطه نفاق و خروج علیه نظام موثر بود و بدین ترتیب فتنه پس از انتخابات دور دهم ریاست جمهوری شکل گرفت.»
۸- وزیر روزنامه نگار، صفارهرندی
محمد حسین صفارهرندی وزیر ارشاد در دولت نهم، با اتمام مسئولیت وزارتش به صف خواصی پیوست که به روشنگری در مورد جریان فتنه گر پرداخت. سخنرانی های صفارهرندی در دانشگاه ها یکی از سخنرانی های جنجالی این سالهای دانشگاه ها بوده است. زمانی که صفار هرندی در دانشگاه تهران به نقد عملکرد موسوی می پرداخت، عده ای با نشانه های سبز در دستهایشان، به سمت او لنگه کفش پرتاب کردند که صفار در جواب آنها در حالی که لنگه کفش را بالا گرفته بود گفت:« لطف کنید و علامت مدنیت را به سوی ما پرت نکنید.»
صفار نسبت به مسیر حرکت موسوی و کروبی هشدار داده و گفته است:« در حوادث پس از انتخابات آمریکاییها به کمک خط امامیها آن حوادث را آفریدند و اهداف و برنامههای موسوی و کروبی با آمریکاییها در یک نکته تلاقی پیدا کرد. »
صفار هرندی از آن دسته از خواصی بود که بی پروا به دفاع از نظام برخاست و برای همین جریان فتنه گر روی به توهین های علنی نسبت به او آورده بود. در سخنرانی دانشگاه خواجه نصیر جماعت آشوبگر شعار «ننگ ما وزیر فرهنگ ما» سر می دادند که صفار در جواب آنها گفت:« حق با شماست، وزیر ارشاد شما اکنون در خارج از کشور است و تعداد همسرانی که اختیار کرده مایه شرم وی شده و این وزیر ارشاد دولت اصلاحات از ترس همسران و اقوامشان، خود به خارج از کشور پناه برده است»
صفار به رفتارهای فریبکارانه سران فتنه اشاره کرده و گفته است: « ما دروغگویان واقعی را شناخته ایم، دروغگویان واقعی کسانی بودند که اسم ترانه موسوی را سر دادند و سر قبر خالی نشستند و فاتحه خواندند. دروغگویان واقعی کسانی بودند که در مجلس ختم شرکت می کردند اما بدن میتشان در خانه وجود داشت.»
وزیر سابق ارشاد که سابقه روزنامه نگاری را کارنامه سوابق خود دارد از حافظه تاریخی خوبی هم برخورداست که برای رسوا سازی فتنه گران به سابقه تاریخی آنها هم اشاره می کرد:« بعد از رحلت امام(ره) و آغاز رهبری مقام معظم رهبری عدهای که خود بخشی از همان نیروهای طرفدار جمهوری اسلامی دهه ۶۰ که ادعای تصاحب گفتمان امام(ره) را هم داشتند، راه خود را جدا کردند. نمونه آن را میتوان مجمع روحانیون مبارز، دفتر تحکیم وحدت و سازمان مجاهدین دانست. آنها به بیت آیتالله منتظری(ره) رخنه کرده و امید بسته بودند، ولی بعد از انتخاب مقام معظم رهبری، به دلیل این که دیدند کسی انتخاب شده که نمیتوانند در او طمع کنند، ناکام شدند.»
روحیه ژورنالیستی صفار باعث شده بود که یکی از سخنران های ثابت محافل دانشگاهی باشد و با صلابت در مقابل جریان هوچی گر در دانشگاه ها به روشنگری بپردازد.
۹- حدادعادل، ادیب سیاستمدار
غلامعلی حداد عادل از جمله خواصی بود که در روزهای اول بعد انتخابات با موضع گیری های شفافش در جهت روشن کردن فضای غبارآلود سعی و تلاش فراوانی کرد و صحبت هایش با استقبال بسیاری رو به رو شد به گونه ای که بنا به درخواست مردم بارها از صدا و سیما پخش شد.
حداد عادل با بیان تناقضات موسوی در موضع گیریهایش او را مورد سئوال قرار می داد: « ما شما را به عنوان نخستوزیر دوران دفاع مقدس و نخستوزیر حضرت امام و اینکه شما را فرزند انقلاب میدانیم، دوست داریم و رهبر انقلاب هم شما را عضو خانواده انقلاب میداند اما از شما سوال میکنم وقتی هنوز انتخابات تمام نشده و در صندوق رای باز نشده شما از کجا مطمئن بودید که اکثریت آرا را به دست آورده و اعلام پیروزی کردید،این درست نیست که قبل از برگزاری انتخابات نزدیکان شما اعلام کند که اگر آقای احمدینژاد پیروز شد یقینا تقلب صورت گرفته است.»
رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس با استناد به نظرسنجی ها هم ادعای موسوی را رد می کرد :« ما این نظرسنجیها را که توسط چندین دستگاه مختلف صورت میگرفت بررسی کردیم و دیدیم که در هیچکدام از این نظرسنجیها که مربوط به کل کشور بود آقای میرحسین از آقای احمدینژاد جلوتر نبود،البته این موضوع که رای آقای احمدینژاد از آقای موسوی بیشتر است احتیاج به نظرسنجی هم نداشت چرا که دولت آقای احمدینژاد ظرف ۴ سال به حداقل ۶۰ سفر استانی به مناطق مختلف کشور داشته است. و این طبیعی است که مردم این شهرها رای بیشتری به ایشان بدهند.»
حداد حتی از فرصت تریبون مجلس هم برای روشنگر ی استفاده کرد و در نطقی به بیان تبعات قانون گریزی سران فتنه پرداخت و گفت:« آنچه مایه تعجب بود این بود که آنها تا وقتی خودشان را پیروز انتخابات میدانستند این امور را سبب ابطال انتخابات نمیداشتند اما وقتی از نتایج آراء باخبر شدند مدعی تقلب شدند و مردمی که از حیجانات و احساسات قبل ملتهب بودند بدون مجوز قانونی به خیابانها کشاندند و فرصت و زمینهای ایجاد کردند تا جماعتی وابسته به گروههای زخم خورده از انقلاب و مزدور و بیگانه خود را لابه لای انبوه مردمی که گمان میکردند حقشان ضایع شده پنهان کنند و با تخریب بعضی اماکن و موسسات و آتشزدن اتوبوسها و تباه کردن اموال عمومی به خیال خود ایران نا امن و حکومت ایران را بیثبات کنند.»
حداد با حضور در گفتگوی ویژه خبری با بیان استدلال رهنورد، که همسرش را فرزند آذربایجان خوانده بود و داماد لرستان و اینکه ترک و لر ها فرزند و دامادشان را رها نمی کنند و به احمدی نژاد رای بدهند ، به بی پایه بودن این دلیل اشاره می کند که مگر مردم ایران بصورت قومی و قبیله ای رای میدهند؟ حداد با اشاره به سفرهای استانی رییس جمهور بیان کرد که اگر این طور استدلال درست باشد که احمدی نژاد به خاطر ۶۰ سفر استانی فرزند ملت است !
حداد در همان روز های اول بعد انتخابات به پشت پرده تلویزیون دولتی بی بی سی اشاره می کند و از ماهیت بهایی بودن این شبکه پرده بر می دارد.
۱۰- حسینیان، مرد مقابله با فتنه ها
روح الله حسینیان یکی از سیاسی و امنیتی ترین روحانیون بعد انقلاب است که همیشه در حوادث فتنه گون نقش هایی پر رنگ را در مقابله با فتنه ها بازی کرده است. در اوج فتنه گری های دو خرداد و فتنه قتلهای زنجیره ای با افشاگری بر علیه مسببین دولتی آن ، خشم سران اصلاحات را برانگیخت و از این رو همیشه به عنوان یکی از اهداف ترور شخصیت ماشین تبلیغاتی اصلاحات آماج حملات آن ها بوده است.
حسیننیان در فتنه اخیر هم با گرفتن مواضع صریح و شفاف خود در جهت آشکار کردن اهداف پنهان سران فتنه گام برداشت. وی در واکنش به الله اکبرهای شبانه آشوبگران به پشت پرده آن اشاره کرده است و گفته است: «شعارهای الله اکبر بر پشت بام ها بعد از انتخابات سر داده شد در حالی که حدود یک سال قبل، داریوش همایون همین را پیشنهاد را ارایه داد.
کسی مانند جین شارپ و داریوش همایون وزیر سابق اطلاعات و عناصر داخلی همه هماهنگ با هم یک حرف را تکرار می کنند. من نمی خواهم کسی را متهم کنم اما ما نباید شک کنیم وقتی که سردبیر روزنامه ای که از معترضین است به اصطلاح از جناح اصلاح طلبی است و فعلا با جمهوری اسلامی معارض شده در لندن نشسته و مقالات و سر مقالات خود را می نویسد و در ایران چاپ می شود و بعضی از آقا زاده ها وقتی فرار می کنند نیز به لندن پناه می آورند.»
ماجرای فرار مهدی هاشمی به عنوان یکی از متهمان اصلی آشوب در کشور یکی دیگر از محورهای موضع گیریهای صریح شاگرد مدرسه حقانی است:« قوه قضائیه کشور ما نباید منتظر برگشت مهدی هاشمیرفسنجانی از لندن باشد چرا که ایران عضو اینترپل -پلیس بینالملل- است و میتوانیم به وسیله پلیس بینالملل حکم قضایی صادر و آن را به پلیس بینالملل واگذار کنیم تا وی را دستگیر کرده و به جمهوری اسلامی ایران تحویل دهند.»
رئیس کمیسیون شوراها و امور داخلی مجلس به افشاگری در مورد روابط پنهان ستادمیر حسین موسوی با عوامل بیگانه هم پرداخته است:« زمانی تلویزیون بیبیسی فارسی برای راهنمایی و هدایت شورشها تأسیس شد از سوی دیگر سردبیر این تلویزیون نیز شخصی به نام رمضانپور است که معاون وزیر ارشاد دولت اصلاحات بود و در ادامه نیز استودیو این شبکه در ستاد میرحسین موسوی کشف میشود ما چطور نتیجه تحلیلمان این نباشد و نتیجهای غیر از اینکه دخالتهای بیگانگان بدون حمایت برخی عوامل داخلی صورت گرفته است، نگیریم.»
حسینیان که مسئولیت مرکز اسناد انقلاب اسلامی را بر عهده دارد به ملاقات رییس دولت اصلاحات با جورج سورس هم اشاره کرده است: «
مواضع حسینیان در قبال مباحث حکمیت هم به مانند دیگر مواضعش صریح و بی پرده بود: «اگر منظور از وحدت، وحدت با سران فتنه است که همچنان بر طبل مخالفت و ایستادگی در راه شیطانی خود میکوبند، این وحدت خیانت به ملت است.
متاسفانه آقای رضایی عقب نشینی نظام را، پیشنهاد سازنده در نامه سیاسی خود میانگارد. سخنان مشترکی چون اذعان به وجود بحران، محور قرار دادن اقتصاد، عمل کردن مجلس و قوه قضائیه به وظایف قانونی، محور مشترکی است که در نامه و بیانیه سیاسی محسن رضایی و میر حسین موسوی مشترک است که این امر نشان دهنده آن است که این گونه خواستههای غیر قانونی و احیانا شعارهای حقی که اراده باطل از آنها صادر شده، در یک مرکز مشترک برنامه ریزی میشود و از حلقوم افرادی خاص خارج میشود.
از جمله اقدام های حسینیان که با عث جلب توجه رسانه ها به سمت او شد، نامه استعفای او از نمایندگی مجلس بود. آن طور که از شواهد هم پیداست هدف اصلی حسینیان از استعفا اعتراض به بعضی اهمال کاری ها در کشور در برخورد با فتنه گران بوده است. از جمله دلایلی که روح الله حسینیان برای استعفا می شمارد ریاست یکی از بانیان فتنه بر یکی از کمیته های مجلس است:« امروز خود را ناتوانتر از همیشه مییابم. هر اقدامی آغاز کردیم با رقابت پیچیده پارلمان تاریستهای حرفهای نقش بر آب شد. جناح اصلاحطلب نزد رئیس عزیزتر و ارزشیتر شدند و هر روز ما مطرودتر و بیخاصیتتر. من خود را موجودی شکسته خورده و سرخورده میبینم وقتی میبنیم ریاست کمیته دفاع مجلس یکی از فتنهگرانی است که از بانیان اتهام تقلب در انتخابات بود. وقتی میبینم مجلس اصولگرا نمایندهای را برای این کمیته انتخاب میکند که تا دیروز علناً از یکی از سران فتنه دفاع میکرد و یک روز از عمرش را در راه مبارزه نگذرانده و تنها با تاجران کویتی مینشیند و برمیخیزد و رسالتش توزیع آدامس در بین نمایندگان است.»
۱۱- یار انقلابی امام،حجت الاسلام رحیمیان
حجت الاسلام والمسلمین محمدحسن رحیمیان، از اعضای دفتر حضرت امام(ره) بوده است که تا به امروز در مقاطع مختلفی که آرمانهای حضرت امام را مورد هجمه دشمنان می دیده است به میدان آمده و از آنها دفاع کرده است. رحیمیان در فتنه بعد انتخابات در حالی به دفاع از انقلاب و نظام می پرداخت که بعضی از افراد وابسته به بیت و موسسه حفظ و نشر آثار امام دچار لغزش شده بودند.
رحیمیان، عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز مسائل پس از انتخابات را ناشی از توهم کسانی میداند که فکر میکردند همه ایران فقط شمال تهران است:« انسان این طوری است که وقتی به اطراف خودش نگاه میکند، همواره تصور میکند که دنیا همین است. توهم انتخابات هم همین بود. تصور کردند همه ایران، تهران است و همه تهران هم، شمال تهران است. در راهپیمایی ۹ دی فرد خوشذوقی، نقشه ایران را با استانهایش کشیده و اسم محلات شمالی تهران را روی آنها گذاشته بود. جای خلیج فارس و دریای خزر را هم تغییر داده و جای آنها نوشته بود استخر زعفرانیه و امثالهم. گیلان و مازندران را مثلا نوشته بود قیطریه و واقعا تصور و توهم اینها را نقاشی کرده بود.»
رحیمیان در مورد بهترین شکل برخورد با سران فتنه به این شکل روشنگری نموده است: «دستگاه قضایی با دادن فرصت به این افراد به دنبال روشن کردن چهره آنها در بین مردم ایران است همانگونه که در زمان حیات امام خمینی(ره) نیز به بنی صدر خائن که رئیس جمهور ایران بود این فرصت داده شد تا مردم به خیانتکار بودن وی پی ببرند. موسوی در ابتدا طرفدارانی داشت ولی امروز مردم ایران متوجه شده اند که ادعای ۱۱میلیون تقلب رای از سوی وی بی اساس بوده است. او به قصد از بین بردن نظام، به نظام حمله کرد.»
۱۲- مورخ روشنگر، سید حمید روحانی
سید حمید روحانی از افرادی است که سابقه همراهی امام را از قبل انقلاب داشته است و به عنوان مورخ و نویسنده در تاریخ معاصر کشور چهره ای شناخته شده است. حمید روحانی رئیس بنیاد تاریخ پژوهی ایران معاصر است که در حوادث بعد انتخابات با استنادهای تاریخی خود به افشاگری چهره سران فتنه پرداخت.
نامه ی سرگشاده وی به مهدی کروبی کاندیدای معترض انتخابات ، به عنوان دوست قدیمی وی، بازتاب گسترده ای در رسانه ها داشت:« جناب آقای کروبی! آن روز که من و شما به همراه حاج آقای جمارانی آن نامه غمبار را به آقای منتظری نگاشتیم هرگز مرا این باور نبود که روزی من ناگزیر شوم “هشدارنامه ” ای همسان برای جنابعالی بنگارم و همان نکتههای تلخی را که به او گوشزد کردیم به جنابعالی یادآور شوم.»
روحانی نسبت به اطرافیان کروبی هشدار می دهد که چه کرده است که گروهی معلوم الحال به گردش حلقه زده اند:« هیچ اندیشیدهاید که در شما چه ناخالصی ای پدید آمده است که مهرهها و چهرههای مرموزی مانند قوچانی، باقی، سحرخیز،ابطحی، دباغ و… شما را از سنخ خود یافتهاند و پشت سر شما قرار گرفتهاند؟! آیا شما بر این باورید که این حضرات بویژه جناب آقای دباغ امروز شما را در خط امام و انقلاب میدانند که از شما حمایت میکنند؟! شما در یک سخنرانی اعلام کردید: “… من همان مهدی کروبی خط امام هستم… و به این خط عشق میورزم…!! ” (اعتماد ملی، ۲۱/۲/۸۸) با عرض پوزش باید بگویم مطمئن باشید که اگر جنابعالی در عمل – نه در شعار – “همان مهدی کروبی خط امام ” بودید، این مهرهها و چهرههایی که امروز شما را در میان گرفتهاند و گرداگرد شما به پایکوبی و دستافشانی پرداختهاند، هیچگاه به شما نزدیک نمیشدند و به شما بها نمیدادند و با شما همانگونه برخورد میکردند که تاکنون با پیروان راستین راه امام برخورد کرده و میکنند … دیدگاه امروز جنابعالی، سیاست دیرینه مهدی قاتل (بنابه تعبیر امام سلامالله علیه) بود که در بیت آقای منتظری به اجرا درآمد و عناصر منافق، لیبرال، سکولار، دگراندیش و … زیر عنوان “ترکشخوردهها ” در آنجا گرد آمدند و حرفهایشان را از زبان آقای منتظری بازگو کردند و اکنون به برکت حضور “باقی “ها در کنار شما میبینیم که تز باند مهدی هاشمی نیز گویا از سوی جنابعالی پذیرفته شده است.»
روحانی بعد انتخابات در یک سخنرانی پرده از مواضع هاشمی رفسنجانی هم بر می دارد :« هاشمی یکدفعه چشم باز کرد و با شخصیتی به نام احمدی نژاد مواجه شد. احمدی نژاد هاشمی را ناراحت کرد؛ حدود یکسال پیش بود مسیح مهاجری در ملاقاتی که با من داشت گفت که آقای هاشمی گفت نباید بگذاریم بار دیگر احمدی نژاد رای بیاورد و باید او را در انتخابات آینده با شکست مواجه سازیم و نگذاریم رای بیاورد. در مورد احمدی نژاد هم جناب هاشمی رفسنجانی، انتظار داشت که مقام معظم رهبری بیاید به بهانه اینکه در انتخابات تقلب شده، رای ۲۴ میلیون نفر را نادیده گیرد و انتخابات را ابطال کند تا بار دیگر یک ترفند و توطئه دیگر به وجود آید شاید احمدی نژاد رای نیاورد
روحانی در مورد اینچنین مواضعی از سوی هاشمی رفسنجانی می گوید:« با یک اشتباه نمی توان گفت آقای هاشمی از خط امام جدا شده اما انتظار این است که اشتباهشان را جبران کنند و باید بدانیم که این انقلاب وامدار هیچ کس نیست زیرا اگر این انقلاب پایگاه مردمی نداشت و وابسته به فرد بود هرگز پیروز نمی شد و دیدیم حضرت علی(ع) نیز با طلحه و زبیر که آن سابقه درخشان را داشتند وارد جنگ شد و این امر نشان می دهد که سابقه درخشان باعث نمی شود که اشتباهات افراد نادیده گرفته شود بعلاوه سابقه آقای منتظری در انقلاب بسیار درخشان تر از هاشمی بود و حتی فرزند وی به خاطر انقلاب شکنجه شد اما امام زمانی که مرحوم منتظری دچار لغزش شد فرمودند من با خدای خود عهد کرده ام که بنا به ملاحظه افراد ، از وظیفه خود کوتاه نیایم و آن برخورد را با وی نمودند.»
۱۳- کارگردان بسیجی ،ابولقاسم طالبی
ابولقاسم طالبی جز چهره های هنری و سینمایی است که بخاطر دفاع از نظام و انقلاب در آثارش مورد توجه رسانه ها و مردم است . طالبی بارها خود اعلام کرده است به این که به دفاع از نظام می پردازد، افتخار می کند.
لغزش محمد نوری زاد در فتنه بعد انتخابات و هتاکی او نسبت به ولی فقیه باعث شد که طالبی به عنوان یک هنرمند به دست به قلم شود و به واکاوی این لغزشها بپردازد: « نوری زاد اولی نبوده آخری هم نیست. چرا که انسان اگر مراقبت نکند نفاق و محبت قدرت و ثروت و اولاد ناخلف در دلش لانه می کند، شاید برای کسی که دور از قضایا باشد باورنکردنی و غیرقابل قبول بنماید که آقای محمد نوری زاد که ده سال علیه آقای کرباسچی و هاشمی و حزب کارگزاران مقاله نوشت. ابوذر ابوذر کرد. نام فرزندش را ابوذر گذاشت اینک به همراه ابوذرش پای صندوق برود. پشت سر همه آن ها که اصحاب معاویه می خواندشان بایستد و به رهبر آن ها رای دهد، سپس قلم بردارد و به همه سنگرداران ولایت دریدگی و لجن پراکنی کند. امروز محمد نوری زاد به صف اکبر گنجی و محسن مخلباف و کرباسچی و هاشمی ها و مرعشی ها و ابطحی ها و تاج زاده ها و خاتمی ها پیوسته و چنان با ذوق و شوق از مردم دعوت می کند که به او بپیوندند که گویی معدن گرانبهایی را که دیگران نمی دانند او یافته»
طالبی در پایان نامه خود به فرازی از نهج البلاغه اشاره می کند:« سخن مولایمان علی (ع) را از نهج البلاغه می آورم که به عبدا… بن عباس هنگامی که برای مذاکره با اهل جمل می رود می فرماید: “با طلحه ملاقات مکن که اگر ملاقاتش کنی وی را همچون گاوی خواهی یافت که شاخهایش اطراف گوش هایش پیچ خورده باشد او بر مرکب سرکش هوا و هوس سوار می شود و می گوید مرکبی رام است. با زبیر ارتباط بگیر که نرمتر است و به او بگو پسر دایی ات می گوید در حجاز مرا شناختی در عراق نشناخته انگاشتی . چه شد که از پیمان خود بازگشتی؟”»
طالبی در حوادث حرمت شکنی عاشورا باز دست بر قلم می شود و آشکارا به خواص دوپهلو حمله می برد که:« امام سفر کرده ما در پیامی به مجلس خبرگان فرمودند: «الله فی بیوتکم» و البته این بیت یعنی دفتر. یعنی اطرافیان. یعنی آنها که میآیند و با لفظ دکتر و مهندس و عالم و مدیر و رئیس و ثقةالاسلام و حجتالاسلام و آیتالله و آیتالعظمی را تحریک میکنند که آقا شخصیت شما بالاتر از این حرفهاست، مردم چشمشان به دهان شماست. شما آینده دارید. سکوت کنید تا ببینیم چه میشود. صبر کنید ببینیم کدام پیروز میشود. اگر هم میخواهید حرفی بزنید، حق و باطل نکنید. نصیحت کنید که بنزین روی آتش نریزند.
آری این وزوزهاست که عالمی برای صدای یک دف، عمامه بر زمین میزند اما شعار «نه غزه نه لبنان» ناراحتش نمیکند. مرگ بر اصل ولایت فقیه، گریهاش نمیاندازد.
عمامهاش را به زمین نمیاندازد وقتی اسلام را از جمهوری اسلامی حذف میکنند و این وزوز آن قدر در گوشها میچرخد که روز عاشورای سال ۸۸ میرسد.
حال حنجرهها آماده هلهله، دستان آماده سنگپرانی و خنجر زدن به پهلو و گلوی عزاداران است.
حنجرهها و دستانی هم ساکت و ساکت و ساکتاند که مباد شخصیت ایشان در مقابل صاحبان رای و بیبیسی و بیبیسیپسندان خدشهدار شود و فقط بعد از فشارها و صلواتها و گریهها به حق و باطل نصیحت میکنند که به حرف من بزرگتر از همه عالم گوش کنید. رفیق باشید. با هم دوست باشید.
آری این سکوتها و این شخصیتطلبیها و این تشنگان کف و سوت هستند که باعث چنین حادثههای تلخ و ناگواری میشوند.»
۱۴ – شاعر انقلاب، علیرضا قزوه
قزوه شاعر انقلاب است که تند و تیزی شعرهایش برای سیاست بازان و مفسدین اقتصادی هیچ وقت تمامی نداشته است. قزوه ی دهه شصت که شعر مولا ویلا نداشت را سروده بود تا نسبت به چسبیدن عده ای به ثروت اندوزی و فراموشی فرهنگ انقلابی و دفاع مقدس هشدار دهد در سال ۸۸ با شعرش به مقابله با جریان فتنه گری افتاد که قصد داشت در مقابل نظام ولایی ایستادگی کند.
شعرهای قزوه آنقدر فتنه گران را عاصی کرده بود که آماج حملات و توهین های آنها شده بود. قزوه که سنگرش را وبلاگ شعرش قرار داده بود در مقابل توهین ها و هتاکی ها مقاوت کرد و دست از قلم نکشید .
اشاره قزوه به فتنه ها در شعرهای بعد انتخاباتی که سروده است، بسیار دیده میشود:
این همه آتش خدایا شعله اش از گور کیست؟
شهوت این بی نمازان، نشئه ی انگور کیست؟
اشاره های کنایه آمیز قزوه به سران فتنه درشعرهایش هم در خور توجه است:
صبحی به منبر آمد و فرمود باک نیست
گر واجبات رفت به ما مستحب رسید
از نو صلا زدند که ما را وجب کنند
از رأیها به شیخ همان یک وجب رسید
قزوه جایی هم به نماز جمعه ی فتنه گران اشاره می کند ومیگوید:
جمعی وضو نکرده دویدند در صفوف
آخر نماز جمعه نخواندند و شب رسید
اشاره قزوه به شعارهای انتخاباتی موسوی هم جالب توجه است:
هر کس که دم زد از ادب مرد، حرف بود
هر کس که فحش داد به فیض ادب رسید
استفاده فتنه گران از رنگ سبز هم از دید قزوه دور نماند:
گوساله های سامری از طور آمدند
با سبز اشتری که بر آن بولهب رسید
قزوه در شعرهایش با کنایه به خواص هم انتقاد می کند بخاطر سکوت بیجایشان:
خروس ها همه چون مرغ کرچ خوابیدند
حکیمکان زمان اند قرص خواب فروش
و اینچنین خط فکری و سیاسی خود را در قبال فتنه گران نمایان می کند:
سلام بر همه الا به قلب مغلوبان
سلام بر همه الا به انقلاب فروش
شعر بلند قزوه در عاشورای ۸۸ که نشان دهنده درد و غمی است از بی حرمتی به عاشورا که اینچنین بر روی کاغذ آمده است:
بسی رنج بردیم در این سی سال انقلاب
عجب زنده کردند این دو
انگلیس را
در این سه چار ماه
شترانشان حامله اند
بناست خوک بزایند
خوکهای بریطانیای دسته دار
مرحبا به شیخنا المتغیِر
مرحبا به میر
برگریزان پاییز است و
و سرریزان خون حسین
حسین من در مهر وارد شد
اما شما نامهربان بودید
شما به من سنگ زدید
شما به کربلا سنگ زدید
در سایت بالاترین چلپاسه
که کربلا ایرانی نیست
که محمّد(ص) ایرانی نیست
که خدا و پیغمبر ما بابک است و کورش و کمبوجیه
با این حساب
عمامه سیاه سیّد یزدی،
پر!
با این حساب
عبای شیخناالمتغیر،
پر!


هنوز کسی دیدگاهی ننوشته است. اولین نفر باشید.