روزی ۱۱ ساعت جلوی دوربین
برنامه «یک جهان یک جام» به روزهای آخرش نزدیک شده و حالا بعد از حدود یک ماه، رضا جاودانی مجری این برنامه هم تقریبا رکورد اجرای زنده را به دست آورده. او روزهای اول در مرحله مقدماتی که ۳ بازی برگزار میشد از ساعت ۳ بعد از ظهر تا ۲ نیمه شب این برنامه را اجرا میکرد: با این اوصاف او چطور خودش را به روز نگه میدارد؟ «من برای هر بازی مطالعهای دارم شاید ضعفم این باشد که به جای چهار ساعت، یک ساعت مطالعه میکنم. تا ساعت ۲ شب اینجا هستم. از صبح پای اینترنتم. طبیعتا با توجه به حجم زیاد بازیها همینقدر میشود به موضوعات مهم و حاشیهای پرداخت.»
چرا تنها جاودانی
با این فشار خوب چرا هر روز خود جاودانی این برنامه را اجرا میکند: «من از روز اول گفتم برای اینکه کارم جذاب شود هر دو روز یکبار بیایم اما قبول نکردند.» او در پاسخ به اینکه چرا عادل نمیآید تا بار کار او را سبکتر کند میگوید: «من ازش خواهش کردم. اما نیامد.»
اهل چالش نیستم
در بخش کارشناسی و تحلیل «یک جهان، یک جام» خبری از جنجال نیست. جاودانی البته نگاه خودش را به این مجرا دارد: «وقتی که بحث، بحث کارشناسی فوتبال است بهنظرم کسی پای آن مینشیند که به قول معروف خوره فوتبال است. حالا من هیجان کاذب بدهم که «وای بیایید ببینید فلان تیم چه کرد» خوب چه کرد؟! ۲ تا گل زده. اما اگر ایران بود، وضعیت فرق میکرد.»
جاودانی که تجربه اجرای «دایره طلایی» را دارد که به «نود کشتی» هم معروف است، تعریف متفاوتی از چالش و جنجال دارد: «ذائقه ما عادت کرده به چالش ایجاد کردن. ما در هر برنامهای دوست داریم چالش داشته باشیم. شما باید به کارشناس نگاه کنید و ببینید کیست. باید حال و هوای کارشناس و برنامه و وقت را در نظر داشت. گاهی وقتها زمان یک دقیقه است. بارها پیش آمده که من خیلی دوست داشتم درباره موضوعی عمیق حرف بزنیم اما زمان نداشتهایم.»
عدم برنامه فاخر
حرفهای جاودانی نشان میدهد او طرفدار نوع خاصی از اجرا و تجزیه و تحلیل برنامه ورزشی است: «چرا ما عادت نمیکنیم به برنامه فاخر؟! برنامهای که همه سرجایشان هستند. من درباره برنامه فاخر حرف دارم. ما عادت داریم که مدام بگوییم این را هم بلد نبودی؟ این یکی را هم نتوانستی! هیجان این است؟ ما در تلویزیون برنامه ورزشی فاخر میخواهیم نه برنامهای که مدام چاقو بزند؛ نیشتر کافی است. اگر شما بیننده درست باشید از همان نیشتر میفهمید احتیاج به چاقو نیست. ما چاقو نمیزنیم. نیشتر میزنیم. ایرادی که من از برنامههای ورزشی میگیرم همین است. آنها دوست دارند چاقو بزنند امحا و احشای طرف را بیرون بیاورند. این خوب نیست. در لیگ قهرمانان اروپا بارها پیش آمده که کارشناس اشتباه کرده اما من طوری اصلاح کردهام که به شخصیت او برنخورد و انگ فخرفروشی هم نخورم. حالا اگر هیجان نداشتم چون سیستم من این است»
با کارشناسها هماهنگم
در برنامه «یک جهان، یک جام»، آنچیزی که زیاد به چشم میآید تعداد زیاد کارشناس است. هماهنگی با آنها چهطور انجام میشود که وقتی برنامه زنده روی آنتن میرود به همه وقت برسد، هم حرفشان را بزنند: «من قبل از اینکه با آنها صحبت کنم بهشان میگویم که چقدر وقت دارند اما سعی میکنم ده ثانیه مانده به پایان زمان هرکس، بگیرم و پاس بدهم نفر بعدی. ما هیچوقت کلام را هماهنگ نمیکنیم و همیشه زمان را هماهنگ میکنیم؛ اینکه یک دقیقه و نیم وقت دارید و در همین زمان هم صحبت کنید. کارشناسهای ما آنقدر واردند که احتیاجی به این نیست که به آنها بگوییم راجع به چه حرف بزنند و آنقدر نکات فنی را بلدند که اصلا نظرات من را قبول نداشته باشند. ببینید، این جهتدهی نیست. من میخواهم راجع به تعویضها حرف بزنم تا بعد به نکتهای برسم. اما یادتان نرود همهچیز را نمیشود جلوی دوربین گفت؛ مثلا اینکه بگویم «بله، من قبلا با آقای صدر هماهنگ کردهام که این سوال را بپرسم» نمیتوان چنین چیزی را به زبان آورد.
سوالهای عجیب
برای بعضی مخاطبان «یک جهان، یک جام» بعضی سوالهای جاودانی به نظر غیرعادی و نسنجیده است: «باید این حق را به من مجری بدهید که براساس سلیقه خودم سوال کنم. شاید نوع مطرح کردنش متفاوت باشد ولی پایه این سوالات در رسانههای مختلف یکسان است. ما یکسری چیزها را پشتصحنه میبینیم اما همه را جلوی دوربین بیان نمیکنیم. ببینید باز هم میگویم ما فقط زمانها را با هم چک میکنیم. در مورد سوالها؛ باید بگویم نه آنها میدانند من چه میپرسم و نه من میدانم آنها چه جوابی میدهند.» بعضی موقعها هم پیش میآید که دو کارشناس با هم موضوعی را میگویند طوری که انگار اصلا با جاودانی هماهنگ نشده، او در این مورد میگوید: «خب، وقتی من بیرون استودیو نشستهام و آقای فلانی به آقای بهمانی میگوید بین دو نیمه این را بگوییم. من که خبردار نمیشوم چو آن لحظه بیرون از استودیو بودم که این هماهنگی بینشان انجام شده.»
این لپ تاپ تزئینی نیست
شاید خیلیها فکر کنند این لپتاپی که جلوی جاودانی است، خاموش است و برای دکور روی میز و جلوی روی او گذاشته شده: «من استفادهام را از لپتاپ میکنم؛ حالا میخواهند فکر کنند دکور است یا نه. هرچند اگر لپتاپ هم نبود من قبلش میرفتم اطلاعاتم را بهروز میکردم. اینکه شما واقعا از لپتاپ استفاده کنی یا فیگورش را بگیری دو بحث جداست. من فیگور را دوست ندارم. من فرهنگ را دوست دارم که وقتی کارشناس حرف میزند به او توجه کنی، اینکه به احترام جوابی که به سوالت میدهد سکوت کنی.» حالا از این لپتاپ چه استفادهای میشود: «معمولا سیستم بازی تیمها را میبینم. سیستم بازی قبلی تیمها و بازیکنان و خبرهایشان را دارم. از سایتهای معتبر استفاده میکنم که در سوال کردن به من کمک کنند»
بچه چهار ساله نیستیم
جاودانی معتقد است نباید اطلاعاتی را که به دست آورده به رخ مخاطب بکشد: «ما در سال ۲۰۱۰ میلادی و ۱۳۸۹ شمسی زندگی میکنیم. ۱۲ سال پیش داشتن اطلاعات یکجور کار فاخر بود. اما الان داشتن اطلاعات فاخر نیست، چون منابع در دسترس هستند. بهنظرم این اطلاعات باید کمک کند تا شما سوالهای بهتری کنید. الان بچه چهارساله هم به اینترنت دسترسی دارد و این اطلاعات را دارد. فکر نمیکنم درشت کردن این اطلاعات خوب باشد. من یک اجرای ساده بر مبنای اطلاعات کامل را میپسندم. ما باید بدانیم این اطلاعات که داریم در کجا استفاده میکنیم. من نباید بیایم بگویم سایت ساکرنت و بیبیسی را میخوانم. اصلا من توصیهام این است که چون منابع فارسی کم است برویم سراغ منابع انگلیسی. بخوانیم! اما اینکه بیایم بگویم بینندگان عزیز من یک مطلبی در سایت بیبیسی خواندهام خیلی عجیب است. اصلا و ابدا این کار را نخواهم کرد. اصلا این کار در سال ۲۰۱۰ مسخره است، خواندن وظیفه من است. همه آن را میخوانند ولی مهم استفادهاش است. فرق عادل با بقیه همردههایش همین بود که عادل اطلاعات را در زمانهای مرده بازی میدهد؛ کاری که بقیه رعایت نمیکنند. بهنظرم نمایش استفاده از لپتاپ جذاب نیست اما اگر بتوانم از آن اطلاعات خوبی در بیاورم هنر من است.
من تصمیم گیرنده
تا پای یک برنامه ورزشی میآید سنگ محک همه ۹۰ است. سنگ محکی که جاودانی آن را قبول ندارد: «فرمت برنامه ۹۰ با این برنامه فرق دارد. برنامه نود مثل یک لیگ است و این یک تورنومنت. ۹۰ هفتگی است اما این برنامه هر روز و به مدت یک ماه. چرا مدام از هیجان صحبت میکنید؟! اگر راه رفتن هیجان میدهد فکر میکنم ما میتوانیم به اندازه کافی در دکور راه برویم اما مشکل چیز دیگری است. مشکل فرق نحوه اجرای من با عادل است. عادل درباره لیگی حرف میزند که همه بر آن اشراف داریم اما انصافا الان چند درصد از بینندهها به مثلا به تیمی مثل غنا اشراف دارند؟»
بدتر از بهتر
جاودانی معتقد است چون فردوسیپور همه کاره نود است میتواند هر جوری که دلش خواست آن را اداره کند: «در این برنامه من تصمیمگیرنده نیستم. این برنامه تهیهکننده دارد. من به عنوان مجری فقط اجراکننده ذهنیات تهیهکننده هستم. آنجا عادل تهیهکننده برنامه هم هست. سلیقه و فرمتش را میچیند. شاید اگر این برنامه در اختیار من بود آن را یک جور دیگری راه میبردم. شاید بدتر از این!» البته جاودانی تفاوت اجرای خودش با فردوسیپور را هم موثر میداند: «کلا کاراکتر اجرای من با فردوسیپور فرق دارد. خط قرمزهای من خیلی جلوتر است. شاید اگر من جای عادل در ۹۰ بودم به جای گیردادن به داور و بازیکن به مدیریت گیر میدادم!»


هنوز کسی دیدگاهی ننوشته است. اولین نفر باشید.